انتخابات ریاست جمهوریِ آمریکا و مساله کورد در خاورمیانه

گرچه پیشینه رابطه کوردها با اروپاییان در مقایسه با ایالات متحده آمریکا قدیمی است و قراردادهای سایکس پیکو( 1916)، معاهدات سور ( 1920) ولوزان ( 1923)   سرنوشت سیاسی آنان را در صدسال گذشته تحت تاثیر قرار داده است. اما استراتژی ایالات متحده نسبت به مساله کورد با سیاست خارجی اروپا تفاوت داشته وهرچند پس از جنگ جهانی دوم و در دوره جنگ سرد با فراز ونشیب هایی روبرو بوده است.اما در سال 1991 با تصویب قطعنامه 668 توسط شورای امنیت، منطقه پرواز ممنوع در مدار 36 درجه شمالی تاسیس شد و دولت دوفاکتوی اقلیم کردستان ( باشور ) در عراق و زیر چتر حمایت ایالات متحده تشکیل شد و این تحلیل که کوردها هم می توانند بعنوان یک دولت ـ ملت در نظام بین الملل مشروعیت پیدا کنند افزایش یافت. و واشنگتن بعنوان متحد ملت کورد مورد توجه جریانات ملی گرا و ناسیونالیست کورد قرار گرفت . اما رویکرد متعارض آمریکا در قبال حمله ترکیه به کوردهای روژآوا ( شمال سوریه)  سال 2018 نشان داد که ائتلاف های موجود باثبات نیستند وابهامات متعددی در استراتژی ایالات متحده در قبال مساله کورد وجود دارد . از جمله اینکه آیا ایالات متحده یک سیاست راهبردی واحد را در برابر پرسش کورد ، فارغ از مرزهای سیاسی کشورهای حاکم بر آنها، اعمال می کند یا برای کوردهای ساکن هرکدام از چهار کشور ایران، عراق ، ترکیه و سوریه، سیاست های خاصی اتخاذ می کند؟ همچنین این سیاست ها تا چه اندازه تحت تاثیر تقابل یا تعامل واشنگتن با هرکدام از دولت های مرکزی نامبرده خواهد بود. بخشی دیگر از این ابهامات با سیاست داخلی ایالات متحده و تحولات درونی این کشور پیوند خورده است که انتخابات ریاست جمهوری و شکست وپیروزی هرکدام از دو حزب جمهوری خواه و دموکرات وتاثیر آن بر سرنوشت سیاسی کوردها از جمله آنها هستند. مساله حائز اهمیت اینکه استراتژی ایالات متحده در چهار بخش کوردستان  یکسان نبوده است. در حالی که آمریکا با حمایت از تشکیل دولت اقلیم کردستان ( باشور ) در عراق، مهم ترین تحول سیاسی را برای جنبش ملی گرای کورد بمعنای عام رقم زد و تشکیل دولت کوردی ( دوفاکتو)، نقطه عطف تاریخی برای کورد ها فارغ از ایدئولوژی های حاکم بر احزاب سیاسی آنها بوده است، کوردهای باشورتوانستند بعنوان بازیگر در عرصه روابط بین الملل حضور یابند. وجود پایگاه نظامی آمریکا در اقلیم کردستان و کنسولگری این کشوردر اربیل و روابط دیپلماتیک دوطرف ،آموزش و تجهیز نیروهای پیشمرگ توسط آمریکا، مخالفت نمایندگان کورد در مجلس عراق با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور وحمایت هرچند دیر هنگام آمریکا از اقلیم کردستان در برابر تهدید داعش، نشان داد که دولت دوفاکتوی کردستان نقشی استراتژیک در روابط واشنگتن ، بغداد دارد، اما عدم حمایت آمریکا از رفراندم استقلال کردستان در 2017 و سقوط کرکوک این گمانه را افزایش داد که واشنگتن متحد 6168779 کوردهای باشور نیست.در مقابل تحلیل گران خوشبین معتقدند که اقلیم کردستان با وجود منابع نفتی گسترده،مقابله با رادیکالیسم اسلامی، خرید تسلیحاتی از آمریکا، وجود پایگاه های نظامی ایالات متحده در این حریم و  موقعیت ژئوپولیتیک خاصی که در برابر ایران ،سوریه و ترکیه دارد در چشم اندازآتی سیاست خارجی ایالات متحده  در خاورمیانه نقش اساسی خواهد داشت. برهمین اساس پیروزی یا شکست هرکدام از دو حزب جمهوری خواه یا دموکرات، سند راهبردی سیاست خارجی ایالات متحده را نسبت به دولت دوفاکتوی کردستان تغییر نخواهد داد واقلیم کردستان باثبات ترین متحد کورد برای آمریکا خواهد بود. برخلاف جنبش موفق باشور، چشم اندازارتباط ایالات متحده با کوردهای باکور ( ترکیه) روشن نبوده است. ترکیه بعنوان مهم ترین متحد آسیایی عضو ناتو هم در دوره جنگ سرد و پس از آن برای واشنگتن جایگاه خاصی داشته است. این موقعیت حتی پس از روی کار آمدن حزب اسلام گرای عدالت و توسعه و قدرت گیری رجب طیب اردوغان و مواضع غیرمتعارف وی  کاهش نیافته است.منافع مشترک و بلند مدت استراتژیک، تاکتیکی آنکاراــ واشنگتن باعث عدم حمایت ایالات متحده از هرگونه جنبش ملی گرای کورد در ترکیه شده است. تجربه سالها همکاری وتعامل واشنگتن وآنکارا نشانگر این واقعیت بوده است که تفاوت بنیادی در سیاست های دوحزب جمهوری خواه و دموکرات در برابر کوردهای باکور وجود ندارد. دردوره ریاست جمهوری بیل کلینتون دموکرات ( 1999)،عبدالله اوجالان رهبرحزب کارگران کورد ترکیه پ. ک.ک با حمایت اطلاعاتی ایالات متحده و توسط ترکیه دستگیر شد. آمریکا حتی با معرفی حزب کارگران کورد ترکیه ( پ. ک. ک) بعنوان گروه تروریستی سعی در تقلیل مساله کورد در قالب یک گروه سیاسی خاص داشته است که البته بخش مهمی از این رویکرد به تبلیغات گسترده دولت ترکیه علیه پ.ک..ک بازمی گردد واینکه این حزب را بعنوان عامل اساسی بی ثباتی و تضعیف کننده دموکراسی در ترکیه معرفی نموده است واز سوی دیگر جهان بینی و ایدئولوژی خاص مارکسیستی پ.ک.ک با ارزش های سرمایه داری آمریکایی تضاد دارد.اما ساده انگارانه است که تصور شود تفاوت های ایدئولوژیک لزوما مانع همکاری های آتی پ.ک.ک و واشنگتن خواهد شد ویا احتمالا این حزب در لیست گروه های تروریستی باقی بماند. بخش مهمی از رابطه دوطرف به موضع آنکارا وابسته است.حمایت های ترکیه از گروه های رادیکال و تروریستی از قبیل داعش و مواضع ضد غربی اردوغان که طی چند سال اخیر اتخاذ نموده ونگاه به شرق این کشورممکن است باعث تقویت سیاست چند وجهی واشنگتن در قبال ترکیه شود . هرچند وضعیت کوردها در این جایگاه مبهم است. اما باتوجه به نقشی که پ.ک.ک و ی.پ. گ در مبارزه با داعش ایفا نمودند و مخالفت های اروپا ( بعنوان متحد استراتژیک آمریکا ) در صدر آنها فرانسه، با اسلام گرایی افراطی و ایده سلطانیسم اردوغان و تنش های موجود بین اتحادیه اروپا و آنکارا ،حذف جنبش سیاسی ، مدنی کوردهای باکور( ترکیه) فارغ از اینکه چه حزبی در آمریکا حاکم باشد، در معادلات آتی سیاست خارجی ایالات متحده غیرمحتمل است و حتی دور شدن اردوغان از حلقه متحدان اروپا، فرصتی تاریخ ساز برای این جنبش کوردی خواهد بود که  در معادلات بین المللی سهیم شوند.مساله حائز اهمیت اینکه ترکیه از لحاظ استراتژیک برای ایالات متحده اهمیت دارد و واشنگتن تامین منافع راهبردی خویش در خاورمیانه را از طریق این کشور برحل مسالمت آمیز مساله کورد ارجح  داده است. اما در چارچوب مبارزه انتخاباتی، کاندیدهای ریاست جمهوری از وزنه کوردها، جهت تضعیف طرف رقیب بهره گرفته اند، بطوری که  ترامپ در مقابل انتقاد جوبایدن از دولت ترکیه ، اردوغان را رهبری بزرگ و از بازیگران اصلی شطرنج سیاسی جهان دانست. همچنین انتقادات زیادی از عملکرد ترامپ در قبال کوردهای روژآوا و اینکه آمریکا آنها را در برابر تجاوز ترکیه  تنها گذاشت و متحد قابل اعتمادی نیست ، طرح شده است. اما نکته مهم اینکه بر خلاف دموکرات ها که در سیاست خارجی نسبتا یکدست و متحد عمل می کنند و اختلافات درون حزبی ، در سیاست خارجی آنها نمود پیدا نمی کند ، نمی توان به آسانی تحلیل نمود که ترامپ تا چه اندازه دنباله رو و پیرو سنت سیاسی جمهوری خواهان خواهد بود، تجربه خروج آمریکا از سوریه نشان داد که عملکرد ترامپ حتی برای هم حزبی هایش  قابل پیش بینی  نیست. بطوری که شدت اختلافات در 2019 آنقدر زیاد بود که سناتور لیندزی گراهام تهدید کرده بود اگر ترکیه پایش را درخاک سوریه بگذارد با تحریم هایی از جانب آمریکا مواجه می شود و از ناتو هم اخراج خواهد شد و اقدام ترامپ را موجب گسترش سلطه ایران در سوریه می دانست . اما تجاوز ترکیه  به روژآوا در عمل بدون مجازات ماند. در مقابل فشار دولت اردوغان بر جریانات سیاسی کورد ومخصوصا حزب دموکراتیک خلقها افزایش یافت ونوعی اتحاد غیر رسمی بین اسلام گرایان و احزاب ملی گرای ترک علیه جنبش کورد باکور شکل گرفت. از سوی دیگر با توجه به رویه غیر متعارف ترامپ در سیاست خارجی ، دور از انتظار نیست که اگر مجددا ریاست کاخ سفید را برعهده بگیرد ، به اقداماتی شبیه " معامله قرن " و "گپ و دوستی با رهبر کره شمالی " دست بزند و بسیاری از تحلیل های سیاسی را در رابطه با کوردهای باکور( ترکیه) ناکارآمد کند.


سیاست ایالات متحده در قبال جنبش کوردهای روژآوا ( سوریه) تا حدود زیادی متاثر از تحولات بهارعربی و موقعیت استراتژیک سوریه برای غرب ، ایران و روسیه بوده است. در واقع سوریه مرکز مناقشه و رقابت قدرت های منطقه ای وبین المللی است و تحولات داخلی آن اهمیت جهانی دارد. سوریه عمق راهبردی جمهوری اسلامی است. وبه همان میزان قلب استراتژیک آمریکا، اسراییل است و تحولات داخلی سوریه بر امنیت اسراییل تاثیرگذاربوده است. بنابراین تشکیل مناطق خودمختارروژآوا، (2013) در سوریه  برای طرفین درگیر در مناقشه این کشور مهم بوده است. حمله داعش به عراق وسوریه، این فرصت را به کوردهای روژآوا داد که مشروعیت بین المللی کسب کنند و بعنوان متحد آمریکا، رهبری اقلیت های ناراضی در سوریه را برعهده بگیرند. کوردهای سوریه وزنه متعادل کننده ترکیه، روسیه و ایران در برابر آمریکا بوده اند و حمایت ترکیه از بنیادگرایان اسلامی و مداخلات روسیه و نفوذ ایران در سوریه ، جبهه کوردی ــ آمریکایی را به هم نزدیک ساخت. در محاصره کوبانی ( 2014ــ 2015) ایالات متحده با بمباران هوایی مواضع داعش به نیروهای مدافع خلق ی.پ. گ  وپیشمرگه های اقلیم کردستان کمک نمود.مجموعه شرایط موجود باعث افزایش مشروعیت کوردهای روژآوا و حمایت های بین المللی (در سطح بازیگران دولتی و غیر دولتی) از این جنبش شد. اما چرخش سیاسی ترامپ به سود ترکیه، مانع تحقق اتحاد راهبردی آمریکا و جنبش کوردی روژآوا شد. چنین رویکردی باعث اعتراضات بین المللی علیه دولت ترامپ شد. اما حتی چنین پیمان شکنی مانع عقد قرارداد نفتی شرکت آمریکایی ( دلتا کرسنت )با کوردهای روژآوا در 2020 نشد. این امرعلیرغم اعتراض  ومخالفت روسیه و ترکیه  جبهه کوردی روژآوا را تقویت نموده است. روسیه بشدت مخالف حضورآمریکا وهرگونه شرکت نفتی این کشوردر سوریه است و آن را خلاف قانون اساسی سوریه می داند و ترکیه نیز این امر را در راستای تقویت ی. پ. گ و پ ک. ک محسوب می کند. اما باتوجه به اینکه بنیادگرایی اسلامی نه تنها کاهش نیافته، بلکه گروه های القاعده ، داعش، طالبان هنوز به فعالیت های خود در سطح بین المللی ادامه می دهند و حتی تنش های لفظی و خارج از عرف دیپلماتیک به سطح سران کشورها رسیده است.( تقابل ماکرون، اردوغان)،می توان چنین استدلال کرد که بعید است کوردهای روژآوا به شرایط سال های قبل از بهار عربی باز گردند واین جنبش کوردی محدود شود.. اما محتمل نیز بنظر نمی رسد که در آینده ای نزدیک کوردهای روژآوا بتوانند به موقعیتی مشابه کوردهای باشور دست پیدا کنند و ساختارهای دولت ــ ملت مدرن از قبیل پارلمان، رییس دولت، نهادهای قانون گذاری، نهادهای رسمی دیپلماتیک و روابط سیاسی سازمان یافته را تجربه کنند. مخصوصا که ایدئولوژی خاص حاکم بر این جنبش کوردی ــ چپی با دولت سازی و حاکمیت سیاسی مرسوم در نظام بین الملل چندان هماهنگ نیست. در عین حال چنین بنظر می رسد که رییس جمهور آینده ایالات متحده از هرکدام از دو حزب باشد، کوردهای روژآوا بعنوان نیروی سیاسی در معادلات منطقه ای خاورمیانه سهیم خواهند بود . البته بخش مهمی از آینده سیاسی جنبش کوردی روژآوا به رابطه با دمشق بستگی دارد . دولت بشار اسد جز محدود کشورهایی بود که پس از شروع بهار عربی  بعلت حمایت های ایران و روسیه سقوط نکرد اما بخش زیادی از مناطق تحت حاکمیت وی کاهش یافت. کوردها در میانه دولت تضعیف شده دمشق، منطقه خودمختار روژآوا را ایجاد نمودند. تا زمانی که قدرت دولت مرکزی در چارچوب وضع موجود حفظ شود، موقعیت منطقه خودمختار روژآوا نیزاحتمالا پایدار خواهد ماند. اما اگردولت مرکزی سوریه تقویت شود ( نقش ایران و روسیه در تقویت دولت بشار اسد کلیدی خواهد بود)، دو حالت ممکن است رخ دهد الف: دولت مرکزی از طریق اصلاحات سیاسی وقبول حقوق مدنی، سیاسی اقلیت ها ، جنبش روژآوا را در آینده سیاسی سوریه و مناطق تحت کنترل، سهیم خواهد نمود ب. ــ دولت مرکزی با هرگونه تقسیم قدرت سیاسی با کوردها خودداری خواهد کرد و چرخه تنش و تقابل بین طرفین می تواند تداوم یابد. اگر دولت بشار اسد سقوط کند ( سیاست خاورمیانه ای اتحادیه اروپا و ایالات متحده در این راستا است.)، رویکرد حکومت بعدی نیز مانند مورد ذکرشده قبول یا انکار حقوق سیاسی کوردها خواهد بود که هرکدام نتایج خاص خود را خواهند داشت. نکته حایز اهمیت اینکه نتیجه انتخابات آمریکا می تواند در آینده سیاسی  جنبش کوردهای روژآوا موثر باشد چراکه : اگر ترامپ پیروز شود، دو موقعیت قابل تصور خواهد بود .الف: ایران و آمریکا مذاکره کنند وبه توافق جدید برسند ، در این صورت ایران باید حمایت از اسد را متوقف کند یا کاهش دهد (که چنین امری غیر محتمل است ) و یا ایالات متحده، از هرگونه اقدام علیه دولت اسد خودداری کند ( که چنین امری نیز غیرمحتمل است.)..ب : اگر ترامپ پیروز شود و توافق و مذاکره ای بین ایران و آمریکا رخ ندهد، ایالات متحده سعی در  تضعیف نفوذ ایران و روسیه در سوریه خواهد داشت و احتمالا تنش واشنگتن با تهران افزایش می یابد و سوریه همچنان میدان منازعه سیاسی ( احتمال ضعیفتر منازعه نظامی) خواهد بود. مساله اینکه واقعیت های ژئوپولیتیکی انتخاب کوردهای روژآوا را  محدود خواهد ساخت چراکه از یک سو آمریکای ترامپ بنا به تجربه قبلی متحد قابل اعتمادی نخواهد بود.از سوی دیگر ائتلاف روسیه، ایران و سوریه ، جنبش کوردهای روژآوا را درموضع ضعف در قبال دمشق قرار خواهد داد. و تهدیدات ترکیه بطور مداوم باقی خواهد ماند. بطور خلاصه شکست ترامپ، می تواند بسود دولت مرکزی دمشق، ایران و روسیه باشد و تهدیدات امنیتی علیه جنبش روژآوا را افزایش خواهد داد. اما پیروزی جوبایدن گرچه  ممکن است  باعث تقویت متحدان آمریکا از جمله کوردها ی روژآوا شود واینکه دموکرات ها به ائتلاف ها و همپیمانان خود وفادار خواهند ماند، اما به همان اندازه نیز برای جنبش کورد نگران کننده است چراکه دموکرات ها ممکن است با توجه به رویه دیپلماتیک و سیاست خارجی که دارند بسمت مذاکره و کاهش تنش با روسیه، ایران، سوریه و ترکیه گام بردارند و قدرت کوردهای روژآوا محدود شود. اما حتی در این شرایط مساله کورد در سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده حذف نخواهد شد چرا که آمریکاجهت حفظ توازن با روسیه، مبارزه با گروه های رادیکال و تندرو، حفظ پایگاه های نظامی، مساله عراق، نفت سوریه ، امنیت اسراییل وشرایط فورس ماژور ( اضطراری)  به متحدان منطقه ای مانند کوردها و دیگر اقلیت ها نیاز دارد. دریک تحلیل دیگراگر ترامپ برنده شود و رابطه آنکارا ــ واشنگتن تقویت شود، احتمالاترکیه به تجاوز علیه روژآوا ادامه خواهد داد، در این صورت ممکن است  جنبش کوردهای روژآوا ، ایران و روسیه در یک جبهه متحد قرار بگیرند و روابط استراتژیک برقرار نمایند، در اینصورت اسد و کوردها در سازش غیر رسمی، وضعیت موجود را حفظ خواهند کرد. مساله حائز اهمیت اینکه هیچکدام از طرفین ( آمریکا، روسیه، ایران، سوریه و حتی اروپا) بدلایل استراتژیک، امنیتی و منافع میان مدت و بلند مدتی که دارند حذف  جنبش کوردهای روژآوا را با مصالح سیاسی و امنیتی خود همگام نمی بینند و البته همسویی افکار عمومی جهان با کوردهای روژآوا، شرایط لازم را برای تقویت مشروعیت آنها فراهم نموده است و روند دولت ــ ملت سازی را بر ای جنبش کورد در روژآوا تسهیل نموده است.


 نتیجه انتخابات ایالات متحده نه تنها برآینده جنبش کورد در ترکیه، سوریه و عراق   تاثیرگذاراست بلکه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و ایجاد اتحادها و ائتلاف های جدید تهران و واشنگتن موثراست. روابط تنش آمیز ایالات متحده و جمهوری اسلامی از 1979 تاکنون تداوم یافته وعلیرغم سنت دموکرات ها مبتنی بر تنش زدایی، تضاد های ایدئولوژیک ، سیاسی و امنیتی دو طرف در دوره جمهوری خواهان افزایش پیدا کرده است. تحلیل آینده احزاب سیاسی ایران،  بدون توجه به رابطه واشنگتن ــ تهران، ناکارآمد است. پیروزی ترامپ  برای کلیت اپوزیسیون ایرانی( کنش گران سیاسی غیر حکومتی خارج کشور) این احتمال را تقویت می کند که ترامپ، جمهوری اسلامی را ناگزیر به تغییر سیاست ها خواهد نمود ویا در نهایت جمهوری خواهان از فشار حداکثری جهت تغییر نظام سیاسی ایران بهره خواهند گرفت که در اینصورت  اپوزیسیون خواهان سهیم شدن در قدرت سیاسی ایران آینده خواهند بود. احزاب کورد روژهه لات نیز از این قاعده مستثنی نیستند و قدرت مجدد جمهوری خواهان را در راستای اهداف سیاسی خود می دانند. از این منظر هرچقدررابطه دولت آمریکا و ایران تنش آمیز باشد و دولت مرکزی ایران ضعیف شود، احتمال تاثیرگذاری اپوزیسیون ایران بر سیاست های کاخ سفید بیشتر خواهد شد. در صورت پیروزی جو بایدن دموکرات، جبهه کنش گران سیاسی حکومتی ( دولت جمهوری اسلامی ) تقویت می شود واحتمالا تحریم های اعمال شده کاهش می یابد و دوره ای از تنش زدایی در روابط آمریکا آغاز خواهد شد که در راستای سیاست منطقه ای و بین المللی ایران خواهد بود. در چنین شرایطی اپوزیسیون دچار انفعال خواهند شد واگر خیلی تلاش کنند در نهایت شاید بتوانند از طریق ایالات متحده، ایران را وادار به انجام پاره ای اصلاحات اقتصادی و سیاسی نمایند. اما بنظر نویسنده چنین رویکردی می تواند خیلی ساده انگارانه و خوشبینانه باشد. چراکه ایالات متحده دارای سیاست راهبردی طولانی مدت است که جناح بندی سیاسی نمی تواند آن را دچار تغییر نماید. آنچه حائز اهمیت است اینکه سیاست خاورمیانه ای آمریکا در راستای تضعیف دولت جمهوری اسلامی ومتحدان آن و ایدئولوژی اسلام انقلابی است. از نظر ایالات متحده ،ایران تهدید امنیتی برای اسراییل و آمریکاست وجناح های سیاسی موجود ( اصولگرایان و اصلاح طلبان) تفاوت ماهوی در استراتژی و راهبرد سیاست خارجی ندارند و اصل 152قانون اساسی ایران، بر حمایت از حقوق همه مسلمانان تاکید دارد.


 موضع آرمانگرایانه ایران در سیاست خارجی با اهداف استراتژیک ایالات متحده تضاد ساختاری دارد. بنابراین دموکرات ها و جمهوری خواهان تاکتیک های متفاوتی جهت راهبرد مشترک یعنی جمهوری اسلامی تضعیف شده ( ونه لزوما ساقط شده ) دارند.در چنین شرایطی احزاب سیاسی روژهه لات بیشتر از آنکه کنش گر فعال باشند مانند دیگر گروه های مخالف جمهوری اسلامی تحت تاثیر روابط دو کشور قرار گرفته اند.  قابل ذکر است که بخشی از این انفعال به ساختار درونی احزاب کورد روژهه لات  باز می گردد چرا که  این احزاب گرایشات متعدد ملی گرایی ، چپ و حتی مذهبی دارند، برخی رقابت های ایدئولوژیک، حزبی و تاکتیک های متفاوت مبارزاتی، مانع بوجود آمدن اتحاد استراتژیک بین آنها شده است و تنش های ایران و ایالات متحده تغییر اساسی در سیاست های حزبی ، ایدئولوژیک وتاکتیکی آنها ایجاد نکرده است. همراه با عوامل فوق محدودیت های ژئوپولیتیک احزاب روژهه لات را محصورساخته و آنها در تحولات سیاسی خاورمیانه منفعل مانده اند، در نتیجه قدرت چانه زنی آنها جهت ایجاد اتحاد راهبردی با ایالات متحده و دیگر دولت های غربی، در مقایسه با جنبش کوردی روژآوا، باکور و دولت اقلیم کردستان محدود است . همچنین چون مرکز تعدادی از این احزاب در اقلیم کردستان است بنابراین روابط نزدیک اربیل وسلیمانیه (مخصوصا اتحادیه میهنی کردستان ) با دولت جمهوری اسلامی، در تغییر روش مبارزاتی آنها از مشی مسلحانه به شیوه سیاسی موثر بوده است. با توجه به توضیحات فوق می توان جمع بندی کرد که  جنبش  کورد در سه بخش کوردستان روژآوا ( سوریه)، باشور( عراق ) و باکور ( ترکیه ) در صورت پیروزی هرکدام از دو حزب جمهوری خواه یا دموکرات در آمریکا تقویت خواهند شد و علیرغم تفاوت درسیاست های حاکم بر روابط آمریکا با سه دولت مرکزی بغداد، دمشق و آنکارا، جایگاه سیاسی و حقوقی  کوردها بسمت تثبیت و استقرار در نظام بین الملل پیش خواهد رفت. اما تعیین جایگاه جنبش کورد در روژهه لات ( ایران) پس ازانتخابات ریاست جمهوری آمریکا مبهم و پیچیده است و احزاب سیاسی روژهه لات مانند دیگر احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ، بیشتر از آنکه بازیگران مستقل سیاسی و کنش گرانی فعال بوده باشند تحت تاثیر روابط تهران ــ واشنگتن قرار گرفته اند و آینده سیاسی آنها با تعامل یا تقابل ایران، آمریکا پیوند خورده است.   

 

توضیح عکس: مردم روژآوا بە سوی ماشین نظامی ارتش آمریکا در حال ترک روژآوا سیبزمینی گندیدە پرت میکنند.

منبع عکس: آژانس خبری آنها.

 

02 نوامبر, 2020