مذاکرە بە قصد ترور؛ انتشار اسناد نخستین جلسەی وین

ناوخت

بازخوانی یک سند تاریخی؛
در مذاکرات دکتر قاسملو، مام جلال و حکومت ایران چه گذشت؟

 

٣١ سال از ترور عبدالرحمن قاسملو و همراهان او، عبدالله قادری‌آذر و فاضل رسول، در وین، پایتخت اتریش، گذشت. این ترور روز ٢٢ تیرماه سال ١٣٦٨ با آمریت و عاملیت جمهوری اسلامی ایران رخ داد. سە دهه بعد از این واقعه، هنوز بسیاری از ابعاد آن از غبار ابهام خارج نشده است، هم‌چو هر فاجعه‌ای كه‌ همیشه‌ سویه‌ای مبهم خواهد داشت. "ناوخت" با انتشار مجدد فایل صوتی و نسخەی پیادەشدەی نخستین دور مذاکرات نمایندگان جمهوری اسلامی با دکتر قاسملو -که جلال طالبانی نیز، از دیگر رهبران و شخصیت‌های سیاسی کُرد و در واقع واسطەی این مذاکرات، در آن مشارکت داشت- تلاش می‌کند گامی هرچند کوچک در راستای روشن شدن یکی دیگر از ابعاد این واقعەی تاریخی برداشتە و در ضمن آن، اهداف قدرت‌ها را در مذاكرات نشان دهد؛ مذاكراتی كه‌ هیچ گاه از سوی قدرت‌های مركزی در راستای چاره‌یابی مسئله‌ نبوده‌ و چنان که تجربه‌ی تاریخی نشان دادە، صرفا به مثابەی بخشی از پروژه‌ی سركوب دیده‌ شده‌ است.

 سال ٢٠١٩ هم‌زمان با سی‌امین سالگرد ترور عبدالرحمن قاسملو و یاورانش، ژیار گل، خبرنگار کرد در بنگاه خبری بی‌بی‌سی، به سه نوارصوتی دست پیدا کرد که تا به آن زمان منتشر نشده بودند. این نوارها حاوی آخرین سه ساعت عمر عبدالرحمن قاسملو و دربرگیرندەی مذاکرات او با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران است. این نوارها اسناد صوتی سومین دور مذاكرات قاسملو با محمد جعفری صحرارودی، مسئول تیم جمهوری اسلامی ایران در وین است که تنها بخش‌هایی از آن منشتر شده است؛ قسمت‌هایی که به نظر می‌رسد با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی، تقطیع و انتخاب شده‌اند.

بخش‌های دیگری از محتوای این مذاکرات پیش‌تر نیز از سوی برخی مقامات حزب دموکرات و کریس کوچرا، کردشناس فرانسوی، به صورت کتبی منتشر شده‌ است.  هنوز کاملا مشخص نیست که چند دور مذاکره صورت گرفته است،‌ اما سندی که این‌جا در "ناوخت" منتشر می‌شود، به نظر می‌رسد مربوط به نخستین دور این مذاکرات یا در واقع نشست مقدماتی باشد.

ترور عبدالرحمن قاسملو در تاریخ ١٣ ژوئیەی ١٩٨٩ اتفاق افتاد. اما ظاهرا نخستین نشست او با نمایندگان جمهوری اسلامی در دسامبر ١٩٨٨ و دومین جلسه در ژانویەی ١٩٨٩ برگزار شده‌ است. این جلسات همگی در وین، پایتخت اتریش برگزار شده‌اند. در نخستین جلسه که فایل و متن پیاده شدەی بخش‌هایی از آن به ضمیمەی این مطلب از سوی ناوخت منتشر می‌شود، علاوه بر دکتر قاسملو، جلال طالبانی، جعفر صحرارودی و احتمالا امیر منصور بزرگیان نیز حضور داشته‌اند. جعفر صحرارودی که آن زمان نایب رئيس بخش خارجی وزارت اطلاعات بود، در روز ترور زخمی شده است. پلیس اتریش با حفظ امنیت، اجازه داد به بیمارستان منتقل شود. صحرارودی بعد از بهبودی خود را به سفارت ایران معرفی کرد و از همان جا نیز به ایران بازگردانده شد. امیرمنصور بزرگیان، از سرداران سپاه پاسداران نیز که چند روزی در بازداشت پلیس وین بود، بعدا آزاد شد و توانست به ایران برگردد. نام بزرگیان -که بعدها با نام "سردار غفور درجزی" در دیگر عرصه‌های دولتی ایران مشغول بە کار بودە است- در اسناد و بازجویی‌های دادگاه میکونوس نیز مطرح شد؛ دادگاهی کە پروندەی ترور دیگر دبیرکل حزب دموکرات، صادق شرفکندی، و چند سیاستمدار همراه او در برلین را رسیدگی کرد. واضح است کە همان هنگام حکومت اتریش در تعامل کامل با حکومت ایران مانع از رسیدگی قضایی بە این ترور شد و عاملین ترور توانستند بە آسانی بە ایران بازگردند.

طرف مذاکرەی جمهوری اسلامی در ابتدای نوار علت تأخیر در این نشست را اختلافات درون حزب دموکرات می‌داند و می‌گوید که صحبت‌ها برای انجام این مذاکره از دو سال پیش در جریان بوده و رد و بدل شدن پیغا‌م‌ها حدود یک سال طول کشیده است. عبدالرحمن قاسملو نیز در همان ابتدا تأکید می‌کند که برای ابراز اطمینان باید روشن شود طرف‌های این مذاکره دقیقا به نیابت از کدامین مقام ایرانی صحبت می‌کنند. او می‌گوید: "می‌خواهیم برای ما روشن شود شما که تشریف آورده‌اید آیا مشخصا از طرف خود امام صلاحیت مذاکره به شما داده شده؟ از طرف آقای هاشمی رفسنجانی که رسما جانشین فرماندەی کل قوا و رئيس مجلس است این صلاحیت به شما داده شده؟ و نظر دولت به ریاست آقای موسوی دربارەی این مذاکرات چیست؟" این پرسش‌ها و ابراز علنی تردیدها نشان می‌دهد که دکتر قاسملو به طرف‌های مذاکره کننده اعتماد کافی نداشته است، با این حال آن طور که تأکید کرده، به دلیل اعتقاد به این اصل که "مسألەی کرد راه حل نظامی ندارد"،  پذیرفته است که با وجود تردیدها، این نشست برگزار شود.

نكته‌ی دیگر این كه‌ بهرەگیری دولت‌های حاکم بر کردستان از امر "مذاکرە" جهت اعمال سرکوب بیشتر، امری است مسبوق به سابقه؛ مذاکرات کُردها با حکومت مرکزی ایران بعد از انقلاب سال ۵۷، مذاکرات حکومت عراق با کُردها در ١٩٨٤، مذاکرات بعدی ترکیه با نمایندگان کردستان در سال ۲۰۱۳، همە و همە به منظور آماده شدن برای سرکوب بیشتر و ترور رهبران کردستان صورت گرفته‌اند. مذاکرەی پنهانی برخی احزاب کرد روژهەلاتی با حکومت ایران که از سال گذشته در نروژ آغاز شده، مثال دیگری از همین تلاش‌هاست. چنان کە مشاهده شد، مذاکرات اخیر بخش‌هایی از کومله و دمکرات با جمهوری اسلامی نه تنها گشایشی را در قبال مسألەی کرد در ایران موجب نشد، بلکه در هیئت موشک‌باران مقر احزاب کرد و به ویژه حزب دموکرات در شهریورماه سال ١٣٩٧ ظهور پیدا کرد.

با این مقدمه، ناوخت برای جلوگیری از ایجاد سوءتفاهم، ابهام بیشتر و جلوگیری از تبدیل آرشیو و تاریخ به اسنادی بی‌کاربرد، تصمیم گرفت در سی و یکمین سالگرد ترور عبدالرحمن قاسملو اقدام به انتشار دوباره فایل صوتی و مکتوب این جلسه کند. هدف از كار در آرشیو برای ما " رستگاری گذشتگان دربند" و دفاع از ایدەهای رهایی‌بخش مستتر در واپسین کلام درگذشتگان رهایی است، تلاشی کە همیشە لاجرم مقدار زیادی از احتیاط و هم‌دلی می‌طلبد و میزان بیشتری از تعهد بە رستگاری لمحەهای رهایی‌بخش در "سکوت" کشتگان تاریخی ستم. بدین گونە آرشیو نە تلنباری از گفتە و تصویر بلکە فراخوان و دعوتی است بە التزام دوبارە بە رستگاری اکنون کە از دل رستگاری قربانیان تاریخی سرکوب می‌گذرد.

آنچه در پی می‌آید، متن پیاده شدەی بخش‌هایی از نخستین نشست عبدالرحمن قاسملو و نمایندگان جمهوری اسلامی در وین است. هم‌چنان کە در خود فایل نیز اشارە شدە، نشست مذکور در ماه دسامبر ١٩٨٨ برگزار شده است. لازم بە ذکر است کە سند صوتی حاضر کیفیت چندان مناسبی نداشتە و موفق بە فهم برخی از کلمات و عبارات نشدیم، ضمن این کە سعی بر وفاداری بە نحوەی صحبت کردن شفاهی گویندگان بودە و خود سند نیز حاوی کل نشست مقدماتی نیست.

هر جا صدا نامفهوم بودە، با علامت [...] مشخص شدە است.


 

متن پیادەشدەی اولین دور مذاکرات

جلال طالبانی: هم‌رأی با دکتر قاسملوهم باشیم که جمهوری اسلامی ایران بهترین و همین کشوری است که باید و شاید این مسأله را با هم حل بکنیم، یعنی همبستگی استراتژیک بین خلق کُرد و جمهوری اسلامی به وجود بیاوریم تا به حاصل اتحاد جماهیر اسلامی برسیم، می‌توانیم باهم به این کار هم [...] باشیم و این، من فکر می‌کنم هر یک از این کشورها که بتواند اولا کُردهای خودش را هم کُردهای دیگر را راضی کند، هم برای خودش و هم برای تحقق آرمان‌های انسانی و اسلامی و عدالت گام بزرگی به پیش می‌رود. ما فکر می‌کنیم جمهوری اسلامی این کشوری است که باید این کار را انجام دهد و ماهم به عنوان کُردهای مبارز انقلابی در همەی کشورها باید این همکاری را با جمهوری اسلامی بکنیم و این هم تا درجەی بزرگی به مسئلەی این جلسه ارتباط دارد، علاقەمند است. بنابراین ما امیدواریم این نشست یک نشست تاریخی باشد و به نتیجەی خوبی برسیم. و هم یک روزی بیاید این وام دکتر قاسملو را [پس] بدهیم که ایشان را ببرم تهران. هر چند ایشان من را بردند به بغداد و به نتیجه نرسید، ولی من ایشان را با خودم ببرم به تهران و به نتيجه برسیم. نکتەی دوم این که ما فکر می‌کنیم که واقعا این مقداری که با اطلاع هستیم، هر دو طرف صادقانه و به شیوەی جدی می‌خواهند اشکالات را حل کنند دیگه، یعنی اگر مشکل سیاسی هست، حل کنند و ما می‌دانیم که به نظر خودمان هر دو طرف این رغبت و این آرزو را دارند. نکتەی سوم این است که من فکر می‌کنم که در مقطع کنونی و این لحظەی تاریخی نباید به شیوەی نادرستی یا به شیوەی دیگری، مثلا بگوییم چرا امروز حزب دموکرات می‌آید، شاید در مضیقه باشد و نمی‌دانم در چی باشد، و یا بگوییم چرا جمهوری اسلامی امروز می‌آید صحبت می‌کند، شاید به دلیل جنگ و ضعف و نمی‌دانم چه باشد […] من فکر می‌کنم که ما باید، هر دو طرف به این دید به مسأله نگاه نکنیم، فکر کنیم که یک مشکلی هست که باید حلی برایش پیدا کنیم و هر دو طرف مایل به این حل هستتند و باید به شیوەی دوستانه و برادرانه و صمیمی و طبق آرمان‌ها و اصول‌های اسلامی و انسانی و بشردوستانه مسائل را حل کنیم. ما البته در این راه هر چه از دستمان بربیاید کوتاهی نخواهیم کرد و انشالله شما هر دو طرف به نتیجەی خیلی خوبی می‌رسید و دیگه شما می‌شوید خودتان و ما می‌شویم، مثل کاک عبدالله که گفته بود هنوز چیزی نشدە که ما چیز خودمان را می‌گیریم (این جملات را با نوعی مزاح می‌گوید)، ما را بیرون از خودتان کردید، انشااللە این تحقق پیدا می‌کند و خیلی خوشحال هستیم که این شرف را به ما دادند که این جلسه تشکیل شود، خیلی خوش آمدید و انشاالله پیروز بشوید.

طرف حکومت ایران: بسم‌الله الرحمن الرحیم. ولا حول ولا قوت الا باللە رب العالمین. ما حدود دو سال پیش در منطقەی یاسمن بودیم، از لحاظ سازمانی در جریان درخواست برادرها برای صحبت قرار گرفتیم. با وجودی کە یک سال طول کشید که پیغام‌هایمان رد و بدل شود، اما از آن‌جا که ما کم و بیش در جریان مسائلی که در داخل حزب می‌گذشت بودیم، اعتمادی به آن صحبت‌ها نداشتیم. [...] مسائلی که بە ما می‌رسید متوجه می‌شدیم که ایشان کاملا در برخوردشان [...]

(اینجا برای ضبط صوت مشکلی پیش می‌آید. یک نفر به کردی حرف‌های نامفهومی می‌زند/ بعد طالبانی به کُردی می‌گوید ما خودمان درست می‌کنیم تو نگران نباش. ظاهرا این جمله خطاب به قاسملو است).

ادامه صحبت‌های نماینده حکومت ایران: […] می‌خواهیم مطمئن شویم که در مسایلی که مطرح می‌کنند صادق هستند. اما از طرف دیگر ما مسائلی‌هم از انشعابیونی که نمی‌شنیدیم که ما سالی که در این طرف می‌گذشت اتفاقی […] در نتیجه ما مشکوک بودیم به اصل موضوع. این عامل بسیار تعیین‌کنندەای بود که ما حاضر نشویم زیاد جلو بیاییم، چون اعتماد نداشتیم. و نهایتا هم با مناقشاتی که صورت گرفت متوجه شدیم که نظر خودمان درست بوده. در این سفر اخیری که ما به دمشق داشتیم، به منزل آقای طالبانی، یک پیغام از خود شما نقل کردند مبنی بر این که صحبت یا مذاکرەای صورت بگیرد، ما مسأله را با مسئولین جمهوری اسلامی مطرح کردیم و بعد از بحث و بررسی کە صورت گرفت، قرار شد کە مذاکرات مستقیمی انجام بگیرد. خب این که حتما آقای طالبانی بهشان گفتند، ما کە این‌جا حضور داریم از طرف جمهوری اسلامی هستیم، از طرف نهاد و ارگان خاصی نیست، بلکه از طرف نظام است. موارد دیگری که ما لازم می‌دانیم قبل از شروع صحبت‌ها تذکر بدهیم و بعد وارد بحث بشویم، چند تا چیز مختصر است. یکی این که باید ما مطمئن باشیم این صحبت‌ها که کاملا مسکوت می‌ماند بحث فعلا، تا زمانی که توافق بکنیم که پخش شود. ما از پخش شدن این مسائل هیچ نگرانی نداریم، چون اشکالی به ما وارد نیست، ما یک نظام انقلابی هستیم و لازم بدانیم بنا به مصالح خودمان مذاکراتی را با هر کسی که طرف خودمان باشد انجام می‌دهیم. امروز داریم با رژیم بعث مذاکره می‌کنیم، یک روزی هم با آمریکایی‌ها مذاکره کردیم. اما با توجه به حساسیت و ظرافتی که مسائل دارد، در یک جو آرام و سالم ما می‌توانیم مواردی را که مد نظر هست پیش ببریم. در یک جو شلوغ و تبلیغاتی نمی‌شود به صورت منطقی کار کرد. از طرف دیگر دشمنانی هستند، بدون این کە اشارەی مشخصی داشتە باشیم، که موافق این صحبت‌ها نیستند، یقینا در جهت کارشکنی و خراب کردن مذاکرات کوتاهی نخواهند کرد، به هر شکلی که از دستشان بر بیاید [...] ما به صورت روشن و جزء به جزء در جریان نظرات برادران قرار بگیریم. در این فرصت کە فکر می‌کنم جز در سال‌های ٥٨ و ٥٩ که مذاکراتی صورت گرفت، مذاکرات دیگری در این سطح انجام نشدە بود. لذا ما دقیقا می‌خواهیم بدانیم که نظرات برادران چیست و آماده هستیم به صورت مشروح و مفصل حرف‌ها را بشنویم. مورد بعد این است کە ما بنایمان بر حل مشکل است، یعنی ما به عنوان نظام جمهوری اسلامی این مشکل را می‌خواهیم حل کنیم. این حرکت ما در راستای یک حرکت عمومی سیاسی نظامی است. ما همان جوری که مسائل مختلفی در منطقەی خاورمیانه داشتیم و داریم حل می‌کنیم و مقدار زیادیش را هم حل کردیم و بقیەاش را هم حل می‌کنیم، ارتباطاتمان را با کشورهای خلیج، با کشورهای دیگر خاورمیانه، به همین شکل ارتباطاتمان را با اروپای غربی، با شوروی. الان شما اطلاع دارید که جمهوری اسلامی قانون احزابی کە در سال ٦٠ به تصویب مجلس رسیده، حدود ٢٠ روز پیش رسما از طرف وزاررت کشور اعلام شد که بە مورد اجرا گذاشته شده است، و بعد از آن‌هم هفتەی قبل در جلسەی شورای امنیت کشور در مورد اجرای کامل این قانون و مسئولیت هر یک از ارگان‌ها تصمیماتی گرفته شد. ما هیچ مشخص نکردیم بگوییم که گروه‌ها و احزابی می‌توانند فعالیت کنند که مثلا ارتباط و همکاری با عراق نداشته‌اند. نه، ما گفتیم (مشخص کردیم البته در قانون احزاب) کسانی کە بر اساس قانون اساسی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی بخواهند فعالیت کنند، این‌ها آزادند. و در همین راستاست کە باز ما این جلسات را داریم زمانی برگزار می‌کنیم که همه چیز آماده است از طرف جمهوری اسلامی برای حل مشکلات. ما، همان طور که اشاره کردم، در گذشته بنا به دلایلی حاضر به مذاکرەی مستقیم نبودیم. الان هم دقیقا زمانی که ما می‌خواستیم حرکت کنیم و بیایم به طرف این‌جا، شاهد این بودیم که در جادەی "قاسم رش" سردشت کمینی به برادران ما زده می‌شود. اولا برادرهای قرارگاه رمضان زدە میشوند، کسانی شهید می‌شوند که مسئولیت حل مشکلات دفتر سیاسی اتحادیە [ی میهنی] را در منطقەی قاسم رش دارند و کاک نوشیروان و دیگر برادرهای اتحادیه این‌ها را می‌شناختند، که این‌ها جز این کە مشکلات جاری و روزمرەی اتحادیەی میهنی را حل می‌کردند هیچ کار دیگری نداشتند [...] (در جادەی قاسم رش-سردشت، ببخشید)، من واقعا متعجب شدم از این که از یک طرف به ما پیغام داده می‌شود برای مذاکرات و از یک طرف به این شکل حرکتی می‌شود که نه تنها این مسائل حل نشود بلکه روابط خوب جمهوری اسلامی با اتحادیە [ی میهنی]‌هم مردود بشه و مورد سوال واقع بشه. البته رابطەی جمهوری اسلامی با اتحادیەی میهنی قوی‌تر از این است که با این حرکت‌ها از هم گسسته شود، ولی بە هر حال یک حرکتی [...] من هفتەی قبل در قاسم رش بودم و با کاک نوشیروان صحبت کردم و گفتم این دو حرکت با هم نمی‌خوانند از نظر ما. ایشان جوابی داد که من تا حدود زیادی قانع شدم. ولی منظور ما این است که این حرکت‌ها باید روشن شود که ریشەی آن‌ها چیە؟ ممکن است گفته شود که این کمین است و اتفاقی بوده و چیزی نبودە و از این حرف‌ها، ولی اگر ما این‌ها را روشن نکنیم، گام بە گام تا آخر کە مسائل جلوتر میرود، ممکن است حوادث دیگری اتفاق بیافتد و ما هی بگوییم که این مسائل جیزی نبودە و موردی نبودە و مهم نبوده و از این‌ها.

جلال طالانی: جملاتی نامفهوم به کردی

نفر بعدی: بسم الله الرحمن الرحیم. مشکلی در کردستان به وجود آمد، آن‌هم خیلی زود. آن‌هم در واقع چند روزی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران. در یک شرایط بسیار سخت و قبل از این که نظام جمهوری اسلامی بتواند در مرکزیت کشور پایەهای خودش را مستقر کند، حوادثی در کردستان اتفاق افتاد که با کمال تأسف ده سال به درازا انجامید و مشکلات بسیار زیادی را برای کشور به وجود آورد و انقلاب اسلامی بهای گزافی را پرداخت در این رابطە. مشکلی که در کردستان وجود داشت با بە وجود آمدن آن حوادث و پیدا کردن شکل مسلحانه و محاربه با نظام جمهوری اسلامی، زخمی را در جامعه به وجود آورد که جان بخشیدن به این زخم کار بسیار سختی است و انرژی و توان بسیار زیادی می‌طلبد. متأسفانه کردستان و انرژی‌ای که می توانست در طول این دهەی گذشته در خدمت اهداف مقدس اسلامی و ملی کشور قرار بگیرد، آن‌هم کشور و انقلابی که از همه سو مواجه با تهدیدات سیاسی، اقتصادی و نظامی فراوانی مواجه بود، نتوانست آن نقشی را که بایسته خودشان بود ایفا بکنند، و از این بابت ما خسارات جبران ناپذیری را تحمل کردیم. من همیشه به دوستان گفتەام و با مام جلال هم کە قبلا صحبت کردیم، خیلی دربارەی این مسائل صحبت کردیم، من معتقدم اگر حوادث نظامی کردستان نبود عراق هم جرأت این‌چنینی برای تجاوز به کشور پیدا نمی‌کرد. درگیر شدن بخش عمدەای از توان نظامی، اقتصادی، سیاسی جمهوری اسلامی در کردستان، یک فرصت طلایی را به دشمنان انقلاب داد برای هجوم به منظور از بین بردن اساس رژیم داد، و مشکلی که به نظر من می‌توانست خیلی ساده حل شود، بسیار سادە، چون با توجه به ماهیت انقلاب و ارزش‌هایی که بر انقلاب حاکم است و تأکیدات رهبری انقلاب، اساسا ماهیت مسألەی کرد در ایران بر خلاف آن چیزی که از شما نقل شده در آن مصاحبه با مجلەی [...] چیە کە اسمش را نمیدانم، ماهیت مسألەی کرد در ایران بسیار متفاوت با ماهیت مسألەی کرد در عراق و ترکیه است. دلایل بسیار زیادی می‌توانیم پیدا کنیم از نظر تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که مسألەی کرد نمی‌تواند آن ویژگی‌هایی را که در دیگر مناطق کردنشین دارد داشته باشد. در نتیجه پیدا کردن راەحل برای این مشکلات خیلی سهل‌الوصول و امکان‌پذیر بود، و به نظر من در شرایط دوستی و آرامش و مسالمت می‌شد آن مسائل را حل کرد. اما دشمنی‌ها، عداوت‌ها، دخالت غیرها، همه و همه عواملی بود که مشکل را به وجود آورد و ما بدون توجه به این مسأله نمی‌توانیم به نظر من به یک راەحل مطلوبی برای حل این مسأله برسیم. علی ایحال همەی این مسائل، علی‌رغم سادە بودن مسألە، شرایطی را به وجود آورد که همە از هم دور شدند و مسألەی کردستان پیچیدەگی پیدا کرد و روز به روز پیچیدەتر شد. و برادراهای کرد عراقی‌هم از این بابت صدمات بسیار زیادی را متأسفانه متحمل شدند. اما امروز با توجه به پیام‌هایی که مام جلال از جانب شما مطرح کردند، فضای جدیدی بە وجود آمده و شرایط جدیدی به وجود آمدە که گمان شما حداقل بر این است که امکان حل مسأله وجود دارد به شکل مسالمت‌آمیز و در محیط تفاهم و دوستی و برادری. جمهوری اسلامی در حل این مسألە در یک همچنین چارچوبی، ضمن حفظ چارچوب قانون اساسی و ارزش‌های انقلاب که شدیدا" به آن وفادار خواهد ماند و تحت هیچ شرایطی از این اصول و ارزش‌ها کوتاه نخواهد آمد، آماده است با آغوش باز استقبال بکند و شاید بتوانیم انشااللە در همچین چارچوبی این مسأله را که پیچیده شده و تاحدودی پیچیدەترهم خواهد شد، به نفع انقلاب اسلامی، به نفع مردم میهن‌مان، به نفع مردم کردستان و به نفع انقلاب اسلامی در منطقه بتوانیم حل بکنیم. این البته نیاز به فداکاری، سعەی صدر و گذشت همەی کسانی دارد که در این قضیه ذی‌مدخل بودند. بدون داشتن این سعەی صدر و گذشت و فداکاری حل این مسأله امکان‌پذیر نخواهد بود. [… نامهفوم]

قاسملو: قبل از هر چیز از مام جلال تشکر می‌کنم که با بردباری انقلابی واقعا کوشیدند که یک چنین ملاقاتی به عمل بیاید. قبل از این که وارد اصل مسأله بشوم و قبل از این که اصولا دربارەی گفتەهای شما اظهارنظری بکنم، می‌خواستم با چند تا سوال برخی از مسایل بر ما روشن بشود. ما البته به همین شکل طرفدار مذاکره هستیم. از همان آغاز بوده و حالا هم هستیم و در آیندەهم خواهیم بود. همیشەهم گفته‌ایم که مسألەی کرد در ایران راەحل نظامی ندارد. این را نە در یک همچنین جلسەی محدودی، بلکە علنا.. با تمام شماتت‌ها و انتقادها و شعارهای تند و تهمت‌هایی که به ما وارد شد، از این اصل هیچ وقت ما عدول نکردەایم. ولی می‌خواهیم از همین آغاز اگر واقعا نظر طرفین بر این که به نتیجەی مثبتی برسیم، مسائل را با صراحت، بدون تردید و شک گذاشتن به مشکلات مطرح کنیم. شما حتما اطلاع دارید که (شما ایرانی هستید و از وضع سیاسی ایران اطلاع کافی دارید) شما می‌فرمایید که نمایندەی جمهوری اسلامی هستید، این برای یک نفر خارجی کافی است. برای ما کافی نیست، چون ما می‌دانیم در داخل ایران چه می‌گذرد. به همین جهت ما می‌خواهیم برای ما روشن شود کە شما که تشریف آوردەاید، آیا مشخصا از طرف خود امام صلاحیت مذاکره به شما داده شده؟ از طرف آقای هاشمی رفسنجانی که رسما جانشین فرماندەی کل قواست و رئيس مجلس است این صلاحیت به شما داده شده؟ و نظر دولت به ریاست آقای موسوی دربارەی این مذاکرات چیست؟ این پاسخ شما به ما کمک می‌کند که با اطمینان بیشتری در واقع وارد مذاکره بشویم، و آن این کە ما البته ما قرارمان این بود که خیلی زودتر، اگر اشتباه نکرده باشم در ٣٠ام ماه ١١، این مذکرات انجام بگیرد و مدت چند هفته به تأخیر افتاد. البته ما این تأخیر را می‌توانیم به اشکال مختلف تفسیر بکنیم، ولی چون حسن نیت داریم این را می‌گذاریم به عهدەی خود شما، و در واقع این که با این همه تأخیر ما حاضر شدیم در مذاکرات، در این ملاقات حاضر شویم، این را بدون تعارف می‌خواهم بگویم که باید مدیون احترامی دانست که ما برای مام جلال قایل هستیم. ایشان با این که با جمهوری اسلامی در یک سنگر قرار دارند، با این همه هم از نظر سیاسی و هم از نظر شخصی سال‌های سال است که ما هم‌دیگر را می‌شناسیم و من برای شخصیت ایشان احترام واقعا ویژەای قایلم. سوال دیگری که من دارم این است که شما از ما می‌خواهید که مجددا به شما بگوییم کە چه می‌خواهیم. من فکر می‌کنم که اگر این حرف شما تعارف نباشد بی‌لطفی است. برای این که این چیزی که ما می‌خواهیم ده سال است ممکن است و همان چیز [...] است و تغییر ندادەایم. برادران کرد عراقی ما یک درخواست‌شان این بود که می‌خواستند به حکم ذاتی که در عراق هست حقیقی باشد، یک وقت می‌خواستند بهتر تطبیق داده شود، حالا صحبت از حق تعیین سرنوشت می‌کنند. ولی ما از همان اول [... اگرچە در این‌جا صدا نامفهوم است، اما احتمالا "خودمختاری می‌خواستیم" صحیح باشد] نە کم‌تر نە زیادتر، و حتی وقتی که برای آخرین بار از طرف نمی‌دانم کی (خب این یکی از مشکلاتی است که ما داشتیم همیشه) علامه‌ای به من تلفن کرد از تهران و گفت آیا شما راضی می‌شوید که ما موافقت کنیم با خودمختاری اسلامی. البتە در یک متینگ بزرگ شاید صد هزار نفری در مهاباد، این مسأله را با مردم‌هم مطرح کرد. مردم در واقع با موافقتشان را [... نامفهوم]

در این‌جا صدای دیگری کە احتمالا یکی از نمایندگان جمهوری اسلامی است می‌گوید کە نتیجە بگیریم و قاسملو ادامە می‌دهد:

به این ترتیب این حالا بر شماست که به ما بگویید کە چه پیشنهادی آوردەاید؟ خواسته‌های ما روشن است، همان‌هایی است که بود. و من برای این که یادآوری کرده باشم، چون نمی‌خواهم این ملاقات‌مان را بی‌خودی وقتش صرف شود، در واقع چند تا از آن مدارک اصلی را که مربوط به همان دوران دە سال پیش است، آوردەام مطالعە بفرمایید. تغییر اساسی در خواسته‌های ما دادە نشدە، مذاکرەی ماهم با دولت مرکزی نه بر اساس [...] نه بر اساس [...]، چون ما، [...] در این ده سال از دور همکاری داشتەایم. ما در گفتەهایمان خیلی صریح هستیم، امکان مانور ما خیلی زیاد نیست. ما یک جنبشی هستیم، و بعد ما احتیاج بە مانور نداریم، چون ما آن چیزی را که می‌خواهیم اگر دولت مرکزی موافقت بکند، خواسته‌های ما برآورده شده است. یک بار دیگر می‌خواهم [...] قبل از این که شما پاسخ سوالات ما را بدهید اضافه کنم کە ما همیشه در هر شرایطی خودمان را ایرانی دانستەایم و به هیچ کسی‌هم اجازه ندادیم و نمی‌دهیم که خودش را از ما ایرانی‌تر بداند، هیچ دلیلی هم ندارد تظاهر کنیم. من همیشه در تفسیر این که وضع کردهای عراق با ما فرق دارد گفته‌ام که کرد عراقی را نمی‌شود خیلی ازش خواست کە خودش را عراقی بداند. 

صدا ظاهرا از نمایندەی جمهوری اسلامی است کە می‌پرسد: چرا؟

قاسملو: چون کە [عراق] ۶۰ سال است وجود دارد و در این ۶۰ سال کردها دائما در جنگ بوده‌اند با دولت مرکزی عراق. ولی حال ما این نیست، ما قرن‌هاست در ایران هستیم و به طریق اولی احساس می‌کنیم که ایرانی هستیم. حالا اگر کسی می‌خواهد ما را ایرانی نداند و از ایرانی بودن خارج کند، این به نظر من مربوط به خودش است [...] هر چیزی که تا حالا خواستەا‌یم و می‌خواهیم، از چارچوب کشور ایران خارج نیست. هیچ نیروی تجزیەطلبی در کردستان ایران وجود نداشته و ندارد. من راجع به احزاب حرف نمی‌زنم، راجع به نیروهای سیاسی حرف می‌زنم، هیچ نیروی سیاسی تجزیەطلبی در کردستان ایران وجود نداشته و ندارد. به این ترتیب باید اگر ما بخواهیم به نتیجه برسیم قبل از این که حرف‌هایمان را زده باشیم، باید این اصل را شما قبول داشته باشید که ما خواستەهایمان در چارچوب این کشور است و به این ترتیب حداکثر خواستەهای ما تا وقتی که از چارچوب این کشور تجاوز نمی‌کند باید بە آن‌ها [...] ما دربارەی این که حالا چرا جمهوری اسلامی آمده می‌خواهد با ما مذاکرات کند نظر خودمان را داریم، ولی نظر ما (حتما شما اطلاعات کافی در مورد موضع‌گیری‌های ما دارید) با نظر خیلی‌ها فرق می‌کند.‌ این را به خاطر شما نمی‌گویم، همین چند روز پیش در مصاحبەای گفتم ما جمهوری اسلامی را در سراشیبی سقوط نمی‌بینیم، اگر جمهوری اسلامی را واقعا در سراشیبی سقوط می‌دیدیم مثل بعضی‌ها، این‌جا با شما ننشسته بودیم. در ضمن ما جمهوری اسلامی را یک نظام کاملا تثبیت شدەهم نمی‌دانیم. این هم دلایل بسیاری دارد و مربوط به این جلسه نیست. اگر روزی فرصت شد، نشستە بودیم به عنوان چند نفر ایرانی باهم صحبت می‌کنیم. شماهم می‌دانید و ماهم می‌دانیم. به این ترتیب اگر جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده، هم‌چنان که شما گفتید، در موضع‌گیری‌اش نسبت به مسائل کردستان تجدیدنظر کند، جای خوش‌وقتی است و ما از این امر استقبال می‌کنیم. البته شما اطلاع دارید که از چپ و راست به ما حمله خواهند کرد، ما را در واقع متهم خواهند کرد، مذاکرەجو بە ما می‌گویند، که ما خیلی صریح جواب دادیم که هستیم، خب ما در این مسأله اشکالی نمی‌بینیم. اصولا ما برای مذاکره مبارزه می‌کنیم، چون نظرمان این است که مسألەی کردستان راەحل نظامی ندارد. ما که مثل بعضی‌ها توهم نداریم که از طریق اسلام‌آباد بگوییم برویم تهران را بگیریم، ما چنین توهمی نداریم. این که از طرف دیگر ما طرفدار این هستیم که تا وقتی که مذاکره به نتیجه نرسیدە است مذاکرات مخفی بماند و این پیشنهاد شما را ما هم قبول داریم. نه به این دلیل که ما هم از علنی شدن بترسیم، نە، بالاخره اتهاماتی به ما وارد خواهند کرد از این ور و آن ور، ولی ما امتحانمان را پس دادەایم. ولی از این نظر کە -همان طور که شماهم گفتید- در میان هیاهو و هیجان تبلیغاتی نمی‌شود مذاکرەی راهبردی را پیش برد. به همین دلیل ما در این مورد موافق هستیم. 

دربارەی کمین شما گفتید، من دلم می‌خواست این حرف را نمی‌زدم.. این که در همین موقع و در همین چند هفته‌ای که ما در جریان برقراری رابطه و فرستادن پیام و گرفتن پاسخ بودیم، ٢٤ نفر از اعضای حزب ما را اعدام کردند که بعضی‌ها چندین سال بود در زندان بودند. حالا ما تنها توانسته‌ایم اسم ٢٤ نفر را دربیاوریم، شاید بیشترهم باشد. من می‌خواهم کە این را از همین اول بگویم؛ تا وقتی که ما به توافقی نرسیم، مثلا به یک آتش بس، آن وقت […] ما اگر به توافق رسیدیم آن وقت مطمئن باشید کە اجرا خواهد شد، تا وقتی که به نتیجه نرسیدیم، بە هر نتیحه‌ای که این‌جا می‌رسیم، از آتش‌بس گرفته تا  تأمین کامل خواستەهای ما، تا آن موقع ما هیچ تعهدی نسبت به شما نداریم. من صریح حرف می‌زنم و شما هم هیچ تعهدی نسبت به ما ندارید، در واقع‌هم نداشته‌اید و دریغ‎هم نکرده‌اید. به این ترتیب می‌خواهم تعارف را کنار بگذارم، دربارەی این که کمین گذاشتند، [...] الان ما هنوز نه باهم مذاکره‌ای کردەایم، نه به نتیجه‌ای رسیده‌ایم، نه کاری انجام داده‌ایم. 

در آخر این مقدمەی کوتاه می‌خواستم عرض کنم که ما با کمال میل و از روی حسن نیت کامل آمادەی رسیدن به نتیجەی مشترک هستیم. هم سعەی صدر داریم و هم منافع عمومی را بر برخی از منافع جزئی حتما ترجیح می‌دهیم. این‌جا من نمی‌خواهم مخفی بکنم که مسألەی برادران کرد عراقی ما در وهلەی اول، رابط کردهای ترکیەهم هستند.. اگر جمهوری اسلامی قادر باشد مسألەی کرد را در چارچوب کشور ایران حل بکند، راه برای خیلی کارهای بزرگ‌ترهم باز است. اگر این سعەی صدر را داشته باشید و باور بکنید بدون کوچک‌ترین مبالغەای، این همان چیزی بود که در اولین ملاقاتی که من با آقای خمینی داشتم در قم [...] و گفتم که حل مسألەی کرد در ایران، وضعیت خاورمیانه را می‌تواند عوض بکند به نفع جمهوری اسلامی. چیزی که ایشان فرمودند کە چه ضربەهایی به جمهوری اسلامی وارد آمدە و اصولا به کشور ما وارد آمده در نتیجەی جنگ کردستان، ما همە را تصدیق می‌کنیم. اگر بخواهید حاضریم دربارەاش صحبت بکنیم و نشان بدهیم که چه کسی بود که جنگ را به ما تحمیل کرد. دلایل کافی در اختیار داریم برای این. تردیدی هم در مورد این دلایل وجود ندارد که این جنگ به ما تحمیل شد. هم در ٢٨ مرداد ١٣٥٨ و هم در نوروز ١٣٥٩. ولی حالا من فکر می‌کنم کە، از این موضوع می‌خواهم صرف‌نظر کنم. حالا حتما شماهم دلایلی برای خودتان داشتەاید کە به این نتیجه رسیدەاید که با ما به مذاکره بنشینید، ماهم حتما دلایلی داریم کە این‌جا آمدەایم با شما نشستەایم. بە این ترتیب نمی‌خواهم وقتمان را، انرژیمان را صرف این بکنیم کە چرا این طور شد، متأسفانه این طور شد، با این کلمەی ایشان موافقم؛ متأسفانە این‌طور شد، ولی می‌توانست این طور نباشد، ولی شد. حالا ما پیشنهادمان این است که شما در واقع دربارەی این مسائل صلاحیت کامل پیشتبرد این مذاکرات به شما داده شده است؟ در این مورد بە ما توضیح بدهید. ما وضعمان روشن است، من دبیرکل حزب دموکرات هستم، کاک عبدالله قادری عضو کمیتەی مرکزی است، ما صلاحیت تام داریم که نظرات حزب دموکرات را این‌جا مطرح کنیم. البته نظرات شما را هم تا جایی که لازم باشد منتقل بکنیم به رفقای خودمان. چون من با صلاحیتی کە دارم، با این همه فردی هستم دموکرات و دموکرات‌هم باقی خواهم ماند. مالیاتش هم خیلی زیاد است دموکرات بودن، ولی در مورد مسألەی مهمی [...]

طالبانی (با خندە): دموکراسی برای ایران است یا برای کردستان […]

قاسملو: در مورد مسألەی‌ مهمی که الان ما در پیش داریم، البته باید نظر رفقای ارگان‌های رسمی ما در واقع خواسته شود. ولی برای مذاکره ما می‌خواهیم که شماهم در مورد ما [...] دربارەی رابطەی شما با اتحادیەی میهنی کە گویا ما سعی کردیم یا مثلا  قصد این بوده که بە هم بزنیم، شاهد زندە، ایشان (اشارە بە خود جلال طالبانی است) این‌جا هستند، ما هیچ وقت چنین قصدی نداشتیم. از همان آغاز که می‌خواستند با شما تماس بگیرم، حتما نظر ما را بەشما [...] و اما یک مسألەی دیگر هم هست کە آخرین مسأله است، می‌خواهم کە مسألەی اساسی [...]

 

کاست در این‌جا بە پایان می‌رسد.

 

 

14 ژوئیه, 2020