منع خشونت علیه زنان؛ مصاحبه با فاطمه کریمی: فمنیسم مرکزگرا و تقلیل خشونت به عامل فرهنگ

کاوه قریشی


فاطمه کریمی، نویسنده، فعال زنان و مدیر "شبکه حقوق بشر کردستان" در مصاحبه با پاکدست کُردی‌زبان "ناوخت" می‌گوید خشونت علیه زنان یک پدیده‌ای فراگیر است که فراتر از مرزهای ملی٬ منطقه‌ای و فرهنگی در همه جای جهان از جمله در دولت‌های لیبرال دمکراتیک و سوسیال  دمکراتیک غربی نیز به طور روزمره رخ می‌دهد. او با انتقاد از گفتار غالب فمنیستی در ایران و رویکرد تقلیل‌گرایانه نسبت به خشونت علیه زنان، نادیده گرفتن خشونت‌های قانونی و دولتی از سوی آنها را "خطرناک" توصیف می‌کند.  

از حدود ۴ دهه پیش، ‌ روز ۲۵ نوامبر هر سال از سوی سازمان ملل‌ متحد به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان نامگذاری شده است.

 در سال ۱۹۹۹ این روز به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل هم رسید.

این مناسبت برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است. ۲۵ نوامبر تاریخ قتل خواهران میرابال، سه فعال سیاسی اهل جمهوری دومینیکن است که در جریان مبارزه با دیکتاتوری رافائل تروخیو در زندان به قتل رسیدند.

اما خشونت  علیه زنان چیست و چرا سازمان ملل روزی را برای تاکید و مبارزه علیه این شکل از خشونت تعیین کرده است؟  فاطمه کریمی، پژوهشگر حوزه زنان می‌گوید: "هر شکلی از خشونت علیه زن برمبنای جنسیت آنان، اعم از خشونت‌های جسمی٬ جنسی و روح و روانی خشونت علیه زنان محسوب می‌شود. "این خشونت‌ها از سوی قانون، دولت، سیاست و مذهب بر زنان اعمال می‌شوند. اگرچه امروزه خشونت علیه زنان همواره خشونت به زنان در داخل نهاد خانواده را تداعی می‌کند و روز جهانی رفع خشونت علیه زنان بیشتر به خشونت های اعمال شده بر زنان در حوزه خصوصی یعنی خانواده تقلیل داده می شود اما زنان در هر سطحی می‌توانند با نمونه‌هایی از خشونت بر علیه خود و حقوق‌شان از سوی دولت٬ جامعه٬ فرهنگ٬ مذهب و ... روبرو شوند. با این حال شکی نیست که نهاد خانواده که می‌توانست مامن امنی برای انسان‌ها باشد خود به یکی از سرچشمه‌های خشونت علیه زنان تبدیل شده است."

خشونت علیه زنان اصطلاحی است برای توصیف اقدامات خشونت‌آمیز علیه زنان؛ اقداماتی که بر اساس جنسیت ابژه خشونت علیه گروه خاصی از مردم اِعمال می‌شود.

۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان در رابطه با قتل وحشیانه سه خواهر میرابال، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن نامگذاری شده است. این سه زن در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۶۰ پس از ماه‌ها شکنجه سرانجام از سوی سازمان امنیت ارتش این کشور به قتل رسیدند. ۲۵ سال طول کشید تا جامعه جهانی متقاعد شود که جنایت کشتار این سه زن که تنها جرم آنها مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم بر دومینیکن بود به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان برگزیده شود.

 
وضعیت زنان روژهلات؛ آگاهی علیه تبعیض دولتی

جامعه کردستان هم مانند سایر جوامع بشری درگیر پدیده انواع خشونت علیه زنان است. در این میان روژهلات کردستان به علت حاکمیت مردسالار جمهوری اسلامی ایران و ساختار سنتی جامعه، به شکل متفاوت و حداکثری با این پدیده دست و پنجه نرم می‌کند. فاطمه کریمی، پژوهشگر حوزه زنان بر این باور است که به دلیل فقدان پژوهش‌های جدی،‌ نمی‌توان تصویر دقیقی از میزان خشوت علیه زنان کُرد در روژهلات ارائه داد. "با این حال با وجود تاکید رسانه‌های مرتبط با ایران بر مساله خودسوزی و قتل های ناموسی در کردستان که خود محصول یک آگاهی جمعی است، اما وضعیت زنان روژهلات کردستان نسبت به سا‌ل‌های بعد از انقلاب ایران دچار تحولات بنیادینی شده است."

به اعتقاد فاطمه کریمی، افزایش سطح آموزش زنان، ورود گسترده آنها به نظام آموزشی عالی، دسترسی زنان به ماهواره‌، اینترنت و نهایتا شبکه‌های اجتماعی طی ۴۰ گذشته زمینه‌ساز ایجاد تحولاتی گسترده در رویکرد زنان کُرد به حقوق‌شان شده است. به رغم خشونت‌های سیستماتیک دولتی و ترغیب خشونت‌ بر علیه زنان از طریق تقویت سلطه مردان در خانواده و جامعه با تصویب قوانین نابرابر و ضد زن٬ تبلیغ حجاب اجباری٬ ازدواج زودرس٬ چند همسری٬ ایجاد مانع بر سر راه زنان در امر طلاق و حضانت فرزندان و...٬  این ابزارهای آگاهی بخش موجب رشد آگاهی زنان از خواسته‌ها و نیازهای خود و همچنین حق و حقوق‌شان شده است. این فعال زنان با اشاره به تجربیات شخصی خود و ذکر مثال نمونه‌ای از چنین تحولاتی را نشان می‌دهد. وی مشخصا می‌گوید: "به شخصه در نبود دیگر منابع آگاهی رسان چون رسانه‌های موازی از قبیل ماهواره از مضرات اعمالی چون قطع آلت تناسلی زنان (ختنه) بی اطلاع بودم. بدون رفتن به دانشگاه امکان نداشت که از دلایل و و پیامدهای این عمل بر زنان مطلع شوم. اما سال‌ها بعد و با افزایش دسترسی مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای حین گفتگو با زنان متوجه شدم که حتی در برخی از دورافتاده‌ترین روستاهای کردستان بسیاری از زنان مسن و آموزش ندیده هم از طریق دسترسی به کانال‌های ماهواره‌ای نسبت به پیامدهای ختنه آگاه شده‌ بودند."

فعالان زنان در سطح ایران طی چند دهه گذشته با تاکید بر انواعی از خشونت چون "قتل‌های ناموسی" تلاش کرده‌اند این شکل از خشونت زنان را که بازخورد خبری آن در مناطق پیرامونی بیشتر است را به یک مساله "فرهنگی"  تقلیل دهند و اینطور القا کنند که این شکل از خشونت نه مساله‌ای جهانی و یا دیگر زنان "زنان مرکزنشین" بلکه تنها مساله جوامعی مانند کردستان و یا خوزستان است. با چنین رویکردی آنها جامعه کردستان را هم یک جامعه مردسالار می‌بینند که همواره و به طور ذاتی با پدیده خشونت علیه زنان درگیر بوده است.

فاطمه کریمی می‌گوید: "اگر به نوشته‌هایی که تاکنون در ایران منتشرشده توجه کنید، یک گفتار غالب در رویکرد فمنیست‌های مرکزگرا وجود دارد که علت اصلی قتل ناموسی را به مساله فرهنگ تقلیل می‌دهند و به گونه‌ای از آن صحبت می‌کنند که انگار خشونت علیه زنان مساله زنان طبقه متوسط شهرهای بزرگ نیست که البته این اشتباه تحلیلی بسیار خطرناکی است. چون خشونت علیه زنان یک "مساله جهانی است و علیرغم اصلاحات گسترده در قوانین که محصول مبارزات جهانی زنان بوده زنان هنوز هم با خشونت‌های عدیده‌ای در زندگی روزمره خود روبرو هستند. از این رو تاکید کردن بر این امر که این شکل از خشونت محصول یک فرهنگ خاص است دو خطر جدی را به دنبال دارد. ازطرفی، اگرچه سویه‌های فرهنگی رواج خشونت‌هایی چون قتل ناموسی به هیچ عنوان قابل انکار نیست اما تاکید بیش از حد بر فرهنگ دست عاملین این گونه خشونت‌ها را به بهانه این که قتل ناموسی بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ ماست را باز می‌گذارد. از طرف دیگر، دولت و حاکمیت را از سیاست‌های غلطش که خود به یکی از عوامل اصلی ترویج این نوع از خشونت‌ها از طریق تصویب و تثبیت قوانین غلط و ضد زن و ناموس محور تبدیل شده است٬ مبرا می‌سازد. در تاکید بر خودسوزی زنان هم همین طور. تاکید بر عامل فرهنگی و ضد زن فرهنگ کُردها بدون تاکید بر دهه‌ها سیاست‌های توسعه‌ای آشکارا تبعیض‌آمیز دولت‌های یکی پس از دیگری که مناطق کُردنشین ایران را به مانند دیگر مناطق پیرامونی ایران با فقر گسترده٬ محرومیت٬ بیکاری و توسعه نیافتگی روبرو ساخته است٬ نشان از نداشتن تحلیلی واقعی در ارتباط با وضعیت خشونت اعمال شده بر زنان این مناطق است. جایی که سیاست‌های غلط و تبعیض آمیز دولت آشکارا و مستقیما به تحکیم و تقویت سیستم پدرسالاری این مناطق منجر می‌شود.

به باور کریمی گفتار فمنیستی غالب در ایران با چنین رویکردی نه تنها خشونت سیستماتیک دولتی را مفروض نمی‌داند، بلکه در عین حال مبارزه زنان علیه این خشونت‌ها را هم نادیده گرفته است. به گفته "مدیر شبکه حقوق بشر کردستان" به طور کلی در کردستان خشونت‌هایی چون قتل ناموسی و یا خودکشی زنان وجود دارد اما این مساله تنها به جغرافیای این مناطق محدود نیست. "تقلیل عمده خشونت به عامل فرهنگ و نادیده گرفتن عوامل طبقاتی و سیاسی به خودی خود نوع دیگری از اعمال خشونت خصوصا بر زنان این مناطق است. ندیده گرفتن یا به حاشیه بردن برخی از لایه‌های خشونت بر علیه زنان عمق خشونتی را که به طرق مختلف سویه‌های سیستم پدرسالاری را در این مناطق تقویت می‌کند٬ نمی‌تواند نشان دهد. باید برای همیشه این اصل را پذیرفت که زنان همه به یک شکل و به یک اندازه تحت خشونت قرار نمی‌گیرند. عامل طبقه٬ مذهب٬ اتنیک٬ نژاد و ... بر میزان خشونت‌های اعمال شده بر زنان می‌افزاید. نادیده گرفتن عوامل گوناگون تشدید خشونت بر علیه زنان و تقلیل آن به عامل فرهنگ خطرناک است چون این باور را گسترش می‌دهد که جوامعی مانند کردستان، بلوچستان و خوزستان به شکل ذاتی مردسالار هستند و به سختی دچار تغییر و تحول می‌شوند. یعنی وقتی گفته می‌شود خشونت علیه زنان کُرد، عرب، بلوچ بیشتر از همه به فرهنگ مرد کُرد، عرب، بلوچ مرتبط است این یعنی باز گذاشتن دست عاملین خشونت به شکلی سیستماتیک. این رویه در زمینه‌ای که سیستم حاکمیت هم هیچ اراده‌ای در تغییر مناسبات آن ندارد به سختی دچار تغییر می‌شود. با چنین گفتاری زنان در جامعه مردسالار کردستان به ابژه خشونت صرف تقلیل می‌یابند. این گفتار اما به ندرت تغییراتی که در این جامعه رخ داده است را می‌بیند و بدتر از همه مقاومت‌های روزمره این زنان را در برابر سیستم پدرسالاری هم نادیده می‌گیرد. این گفتار این واقعیت را نادیده می‌گیرد که از همان استقرار جمهوری اسلامی ایران و بحث اجباری شدن حجاب٬ همزمان با اعتراضات زنان در تهران٬ چندین تظاهرات در شهرهای کرمانشاه٬ سنندج و مریوان برگزار شد. علیرغم محدودیت‌های حاکم بر این مناطق و امنیتی دیدن هر رویدادی اما از هر فرصتی جهت دفاع از حقوق زنان در مناسبت های مختلف استفاده می شود. هر نوع خشونتی از قبیل خودسوزی زنان٬ قتل های ناموسی و ... نه تنها به طور گسترده در رسانه های این مناطق (البته غیردولتی) انعکاس پیدا می‌کند که حساسیت آنها به این موضوعات را نشان می‌دهد بلکه به شدت چنین رویدادهایی محکوم می‌شوند."

کریمی در ادامه می گوید: "خشونت در کردستان به مانند هر جای دیگری روزانه بر زنان اعمال می‌شود. اما به دلیل موقعیت ویژه‌ای این مناطق٬ خشونت ها حادتر اعمال می‌شود و این تنها به عامل فرهنگ مردسالار محدود نمی‌شود. در سطحی کلی‌تر٬ اگر چه به واسطه تحصیلات عالی،‌ دسترسی به ماهواره‌، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سطح آگاهی کُردها خصوصا زنان افزایش یافته اما بالعکس٬ ساختارهای اقتصادی اجتماعی منطقه همراه با سرکوب سیاسی با تحول و تغییر بنیادین همراه نبوده است. امنیتی دیدن هر نوع کنشی در این مناطق به بدتر شدن وضعیت می‌انجامد. نمونه اش را در سرکوب‌های اخیر آبان ماه دیدیم که چگونه ماشین کشتار و سرکوب با شدت بیشتری در این مناطق به نسبت مناطق مرکزی ایران عمل کرد. عدم همخوانی تغییراتی که در سطح ذهنیت و آگاهی مردم منطقه خصوصا زنان روی داده با ساختارهای اقتصادی اجتماعی منطقه که منجر به افزایش فقر٬ بیکاری٬ محرومیت و ... می شود زنان را به قربانیان اصلی آن تبدیل می کند. زنانی که دیگر حاضر نیستند به مانند نسل مادران و مادربزرگ‌های خود زندگی کنند اما موانع ساختاری اقتصادی اجتماعی در نبود سیستم حمایتی قانونی و دولتی کارآمد به بدتر شدن وضعیت آنها می انجامد. خودکشی و خودسوزی از پیامدهای شوم چنین تناقضی است."

فاطمه کریمی در همین راستا در مصاحبه با ناوخت می‌گوید: "به علت اینکه اخبار خشونت علیه زنان توسط فعالان سیاسی و مدنی کُرد بدون کمترین سانسوری، مانند هر موضوع دیگری، رسانه‌ای می‌شود، گفتار فمنیستی غالب را به این تفسیر می‌رساند که چون صدای قتل ناموسی زنان کردستان را بیشتر می‌شنوم، پس باید نتیجه گرفت که جامعه کردستان و فرهنگ کُردی به شدت خشونت زاست و خشونت را در شکل های گوناگونش بر علیه زنان اعمال می کند. اما این نتیجه‌گیری اشتباه است. خشونت به زنان پدیده‌ای همه‌گیر و عام است و در هر جایی با شدت و ضعف به حیات خود ادامه می‌دهد. نشنیدن خبر قتل زنان در دیگر مناطق ایران حتی در مناطق مرکزی ایران که یا به رسانه‌های مستقل غیردولتی دسترسی ندارند و یا این گونه خشونت‌ها کمتر پوشش داده می‌شود به معنای نبود این خشونت‌ها در مناطق دیگر نیست. در سال‌های اخیر خوشبختانه بیش از پیش حساسیت به مسایل زنان در بخش‌های مختلف کردستان افزایش یافته است. اگر قبلا برخی رسانه‌های کردی در اشاره به خودسوزی زنان یا قتل ناموسی سعی می‌کردند به طور عامدانه تنها سویه‌های دولتی چنین پدیده هایی را برجسته کنند و یا عامل خشونت و قتل را همکار دولت معرفی کنند (مثلا تلاش می‌شد وابسته بودن همسر قاتل را به نیروهای امنیتی و دولتی نسبت دهند مثل پاسدار بودن قاتل و یا ...) اما امروزه با افزایش حساسیت به چنین موضوعاتی٬ سیستم پدرسالاری حاکم بر جامعه کُرد به طور آشکارا مورد انتقاد قرار می‌گیرد."

 

باشوور کردستان؛ قوانین دمکراتیک، جامعه محافظه‌کار

وضعیت زنان در حکومت کردستان عراق علیرغم تصویب قوانین سکولار٬ لیبرال بودن نظام حکومتی و بودجه‌های هنگفت دولتی و حزبی برای ارتقای جایگاه زنان و مقابله با خشونت علیه آنها، چندان مناسب نیست. از سال ۲۰۰۳ به این طرف حجم گسترده‌ای از نهادهای مدافع حقوق زنان و در جهت حمایت از آنها آغاز به کار کردند، با اینحال آمار خشونت و تبعیض علیه زنان در باشوور کردستان سالانه رو به افزایش است. آشنا عبدالله، نماینده مجلس کردستان عراق اخیرا در یک مصاحبه با تلویزیون ان ارتی در سلیمانیه با انتقاد از نحوه فعالیت نهادهای مربوط به زنان گفته است از جمله نهادی به اسم "انجمن امورات زنان تا کنون ۱۰۰ کنفرانس برگزار کرده است.” با این حال به گفته او “خشونت علیه زنان بیشتر شده است."

فاطمه کریمی، پژوهشگر روژهلاتی زنان به نقل از فعالان زن باشووری می‌گوید بیش از ۲ هزار نهاد مرتبط با زنان فعال هستند. "با وجود سکولار بودن قوانین حکومت اقلیم کردستان و محدود کردن پدیده‌هایی مانند چند همسری، اهمیت ویژه رسانه‌ها به مساله زن، اما خشونت علیه زنان همچنان رو به افزایش است. اگر چه در مقایسه با جمهوری اسلامی وضعیت بسیار بهتری دارند اما فعالیت‌های زنان تحت سیطره سیاست های حزبی و حکومتی قرار دارد و بسیاری از آنها حضور در این نهادها را به عنوان شغل می‌بینند. بسیاری از کاربه دستان این نهادها نه خود اعتقادی به حل مشکلات زنان ندارند و در مجموع نیز شاهد حرکت و ابتکاری بنیادین برای مقابله با خشونت‌ها علیه زنان نیستیم هرچند نباید هم در باشوور هم در روژهلات فعالیت و ابتکار عمل‌های فردی و غیرسیستماتیک را نادیده بگیریم."

به گفته فاطمه کریمی، برعکس باشوور کردستان که قوانین آن حداقل به صورت فرمالیته در راستای حقوق زنان است، اما قوانین جمهوری اسلامی به شدت ضد زن و منشا انواع خشونت‌های دولتی و غیر دولتی علیه زنان هستند. با این حال به اعتقاد او زنان از طریق تن ندادن به خواسته‌های ضد زن حکومتی، دست به نوعی مقاومت مدنی می‌زنند. دولت خواهان کاهش سن ازدواج است اما این توصیه کمتر اجرا می‌شود. رهبر جمهوری اسلامی علنا خواهان افزایش زاد و ولد است که مستقیما زنان را هدف می‌گیرد. با اینحال در عمل شاهد افزایش میزان موالید نیستیم هم به دلیل افزایش آگاهی زنان و هم به دلیل مشکلات اقتصادی که مردم به شدت با آن دست به گریبانند. یا مساله حجاب که یکی از نمادهای ساختاری جمهوری اسلامی است اما از سوی بخش مهمی از زنان به سخره گرفته می‌شود."


زنان کُرد دیاسپورا، تجربه محدود رهایی

کردستان تا همین چند سال پیش و تا قبل از انقلاب روژوا در اذهان غربی، جامعه‌ای قربانی خشونت‌های دولتی و در عین حال محافظه کار معرفی می‌شد؛ "جامعه‌ای عقب افتاده" که در آن مردان زنان را تحت ستم مضاعف قرار می‌دهند و "حتی دست به قتل آنها می‌زنند." رسانه ها نیز با وجود محدودیتها در قید "ملیت قربانیان"، نهایتا گزارش هایشان را به سمتی سوق می‌دهند که خاستگاه عامل خشونت مشخص باشد.

تردیدی نیست که کُردهای دیاسپورا نیز مانند دیگر مردمان جهان و مانند خود جامعه کردستان از مرض سکسیسم رنج می‌برند، اما در عین حال کم نیستند کُردهایی که در صفوف اول مبارزات اینترناسیونال برابری‌طلبانه قرار می‌گیرند. به ویژه طی ۶ سال گذشته به واسطه نام روژآوا سیاست‌های رهایی‌بخش و برابری‌طلبانه کُردها در شمال شرقی سوریه تبدیل به الگویی برای مبارازت فمنیستی شده است. پس از انقلاب روژآوا تصویر زن منفعل و قربانی صرف خشونت به تدریج تغییر کرد. پیش از آن تلاش بیشتر در این راستا بود که "انسان کُرد" به همان "جامعه مردسالار محافظه کار" تقلیل داد شود نه جامعه‌ای که بتواند امروزه خود را در کنار جنبش‌های مترقی جهان معاصر نشان دهد. 

فاطمه کریمی که خود از نزدیک در فرانسه شاهد تجربه برخی از زنان کُرد بوده، می‌گوید: “زنان و مردان کُرد در جامعه کردستان و در یک فضای مردسالارانه که یک دولت ارتجاعی بر جامعه اعمال کرده، بزرگ می‌شوند. به همین دلیل هنگام مهاجرت به کشورهای غربی و تجربه شکل دیگری از رویکرد حقوقی و اجتماعی با مساله زن دچار شوک می‌شوند. قوانین اینجا تا حدود زیادی به نفع زنان در گذر زمان دستخوش تغییر شده و سطحی از برابری را تضمین کرده است. به همین جهت زنان کُرد شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند. آنها نسبت به مردان کُرد با سرعت بیشتری خود را با شرایط جدید وفق می‌دهند. چون این شرایط بخشی از حقوق زنان را تضمین می‌کند. باید این نکته  راهم یادوری کرد که برای تغییر تک تک این قوانین در دولت‌های غربی جنبش‌ها، مقاومت‌ها و مبازه‌هایی در کار بوده‌اند. به همین ترتیب مردان کُرد نیز قدرت در این جا با قدرت از دست رفته خود مواجه می‌شوند. آنها نیز یا تلاش می‌کنند به مرور تغییر کنند، یا علیه تغییرات مقاومت کرده و دست به خشونت خانوادگی به ویژه علیه زنان بزنند. به گفته کریمی، هرچند باید وجود حتی یک قتل ناموسی را هم به عنوان هشداری درک کرد، اما آمارهایی که منتشر می‌شوند نسبت به جمعیت مهاجر کُرد در کشورهای غربی پایین است و همین نشان دهنده این نکته است که جامعه کُرد در دیاسپورا، به ویژه زنان تا چه اندازه در استفاده از شرایط نسبتا برابر توانا ظاهر شده‌اند.

فمنیسم اروپایی؛ خشونت آشکار علیه زنان

حضور کمرنگ فمنیست‌های اروپایی در مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان، نزد برخی این تصور را به وجود آورده که آنها بر این باروند مساله خشونت علیه زنان دیگر مساله آنها نیست و اگر هم مشارکتی در این مناسبت داشته باشند جنبه حمایت از زنانی دارد که در کشورهای جنوب جهانی، کشورهای اسلامی و جهان عرب تحت خشونت و ستم جنستی هستند. با این حال طی چند سال گذشته با جهشی چشمگیر، میزان اهمیت این مناسبت در اروپا دو چندان شده است. امسال در رم ۱۰۰ هزار نفر و در پاریس نزدیک به ۵۰ هزار نفر در راهپیمایی روز جهانی منع خشونت علیه زنان مشارکت کردند.

این حضور بار دیگر نشان می‌دهد که خشونت علیه زنان حتی در جوامع اروپایی دیگر در شرایطی نیست که جنبش های زنان آن را تا حدودی حل‌شده بدانند. در سال ۲۰۱۷ تنها در آلمان ۱۴۹ زن در پی خشونت‌های جنسیتی به قتل رسیده و جان خود را از دست داده اند. ایتالیا نیز طی سال ۲۰۱۸ شاهد ۱۴۲ مورد قتل زنان بود. در فرانسه نیز چنانچه فاطمه کریمی، پژوهشگر ساکن این کشور می‌گوید سال ۲۰۱۸ حدود ۱۲۱ زن و امسال نیز تا ۲۴ نوامبر  ۱۳۸ زن از سوی نزدیکان خود خصوصا همسران قبلی و یا فعلی شان به قتل رسیده‌اند.

فاطمه کریمی می‌گوید این کلیشه که زنان کشورهای مسلمان و خاورمیانه و شمال آفریقا بیشترین قربانیان خشونت‌های جنسیتی هستند درست نیست. به گفته این فعال زنان، با وجود اینکه دولت‌های غربی خصوصا فرانسه عمدتا تلاش می‌کنند موارد قتل جنسیتی را بدون ارجاع به ملیت افراد منتشر کنند، اما از طریق بررسی اسامی منتشر شده می‌توان پی برد که حداقل یک سوم قربانیان متعلق به زنان طبقه متوسط فرانسوی هستند. “خشونت علیه زنان در فرانسه طی سال گذشته مورد توجه ویژه رسانه‌ها قرار گرفته است. جنبش‌های زنان نیز تلاش می‌کنند با مبارزات خود تغییراتی در قانون به نفع مطالبات خود ایجاد کنند. پس باید بار دیگر تاکید کرد که خشونت جنسیتی فراتر از مرزهای ملی٬ منطقه ای و فرهنگی است و همه جوامع همواره البته با شدت و ضعف به عنوان یک معضل حل نشده از آن رنج می‌برند. همانطور که در واکنش به کشته‌شدن زنان در فرانسه انگشت اتهام فعالان زن در وهله اول به سوی ضعف نهادهای دولتی نشانه می‌رود در ایران و منطقه نیز بهتر آن است که در تحلیل خشونت بر علیه زنان ضمن داشتن نگاهی همه جانبه به پدیده خشونت٬ در نظر گرفتن عامل طبقاتی٬ سیاسی٬ اتنیکی و ... و پرهیز از نگاه تقلیل گرایانه به آن با تاکید بر عامل فرهنگ٬ جوانب مختلف خشونت بر علیه زنان را دید و بیش از همه ناکارآمدی دولت را در این زمینه زیر سوال برد."


*این گزارش چکیده یک مصاحبه مفصل گروه پادکست ناوخت با فاطمه کریمی است و پیش از انتشار از سوی مصاحبه شونده ویرایش و نکاتی به آن اضافه شده است. از طریق فایل زیر می‌توانید نسخه کامل این گفتگو را به کُردی سورانی بشنوید.

 

 

 

25 نوامبر, 2019