گزارش فیلم روژآوا؛ نقدی بر جشنواره چهارم

کاوه قریشی

چهارمین دوره جشنواره فیلم روژآوا همزمان با حمله ترکیه و محاصره شمال شرقی سوریه از سوی دولت‌های منطقه‌ای و جهانی و در یک شرایط کاملا اضطراری برگزار شد. "کمون فیلم روژآوا" با فراخواندن مدافعان اینترناسیونالیست انقلاب روژآوا برای برگزاری خلاقانه همزمان این جشنواره، اعلام کرد که روز ۱۳ نوامبر در شمال شرقی سوریه سینما را به و کوچه و خیابان می‌برد.

این فراخوان با استقبال کم سابقه‌ای روبرو شد. در کمتر از یک هفته، برگزاری این جشنواره در بیش از ۲۵ کشور و ۷۰ شهر در نقاط مختلف جهان سازماندهی شد. افراد و کولکتیوهای مختلف از سراسر دنیا با “کمون فیلم روژآوا” مکاتبه کردند و با تکیه بر اصل تماما سیاسی "اعتماد" فیلم‌ها به سرعت دست به دست شدند.

در برلین این جشنواره در سینمای Regenbogenfabrik برگزار شد؛ سینمایی قدیمی و آلترناتیو که حدود ۲۰۰ نفر گنجایش دارد. در این سالن ۱۲ اثر، از جمله مستند، فیلم داستانی، فیلم کوتاه و انیمیشن به عنوان آثار برگزیده به نمایش درآمدند.

جشنواره با نمایش فیلمی از افغانستان شروع و با پخش فیلم کوتاهی از لیبی خاتمه یافت. فیلم‌های دیگری نیز از سویس، ایران، نروژ، روژآوا، هند، مجارستان و آلمان در این جشنواره شرکت کردند.

آثار راه‌یافته به چهارمین دوره جشنواره فیلم روژآوا به موضوعات مختلفی از جمله وضعیت کنونی و تاریخی روژآوا و شمال شرقی سوریه، جنگ، مهاجرت، اکولوژی و مبارزات زنان پرداخته است.

سویناز اویدکه، از اعضای "کمون فیلم روژآوا" و هماهنگ‌کننده اصلی جشنواره فیلم روژآوا، در ویدیویی که به طور همزمان در نقاط مختف جهان پخش شد تاکید کرد که سازماندهی این جشنواره به صورت جمعی صورت گرفته است.

او گفت از سال ۲۰۱۳ که خودمدیریتی روژآوا مستقر شد، کمون‌های مختلفی آغاز به فعالیت کردند. "کمون فیلم روژآوا" محصول پروژه کومون‌سازی خودمیریتی روژآوا بود که بعد از انقلاب در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اجرایی شد. به گفته سویناز بعد از سال ۲۰۱۵ و آزادی کوبانی تعداد زیادی فیلمساز در داخل و خارج از روژآوا در خلال بازسازی شهرها به این نتیجه رسیدند که موقع تاسیس نهادهای هنری،‌ سینمایی رسیده است.

 

 عامودا؛ از سینمای سوخته  تا سینما در خیابان

کمون فیلم روژآوا محصول همین دوران است و از سوی جمعی از فیلمسازان کُرد وغیر کُرد در شهر دربیسی با سه هدف مشخص اعلام موجودیت کرد. بازگرداندن فرهنگ سینما به روژآوا، آموزش هنر سینما و فراهم کردن امکانی برای بازنمایی تحولات روژآوا از سوی مردم، از جمله انگیزه‌های تاسیس کمون فیلم روژآوا به گفته سویناز اویدکه است.

سینما در روژآوا تاریخچه تلخی دارد. حادثه سوختن سینمای شهر عامودا در نوامبر ۱۹۶۰ هنوز در حافظه جمعی مردم مانده است. بیش از ۲۸۰ دانش آموز  ۸ تا ۱۴ ساله به دعوت رژیم بعث برای تماشای فیلم پیرامون انقلاب الجزایر به سینما رفتند، دستگاه آپارات به علت حرارت زیاد، با وجود هشدار قبلی، دچار سوختگی می‌شود و آتش به سراسر سینما سرایت می‌کند. صندلی‌های چوبی و سقف کاهگلی باعث می‌شود ساختان فروبریزد و بسیاری از دانش‌آموزان بر اثر تخریب ساختمان جانشان را می‌دهند. سینما عامودا ظرفیت ۲۰۰ نفر داشته اما در روز حادثه دوبرابر این ظرفیت تماشاچی داخل سالن بوده است.

نخستین سینماهای در روژآوای کردستان در اوایل دهه چهل میلادی توسط استعمارگران فرانسوی تاسیس شده‌اند. در پی خروج فرانسه از سوریه، فرهنگ سینما در سراسر این کشور گسترش یافت. در این دوره، تنها در قامیشلو حدود ۵ سینما فعال بود‌ه‌اند.  

سینما و تلویزیون تا قبل از سال ۲۰۱۶ در کنترل تام و تمام دولت سوریه و حزب بعث بود. در سال‌های بعد به گفته سویناز اویدکه سریا‌‌ل‌های ترکیه مانند دیگر کشورهای همسایه به روژآوا نیز سرایت کردند و مجالی برای سینمای مستقل وجود نداشت.

اما همزمان با انقلاب روژآوا و در پی تاسیس کمون فیلم روژآوا، سینمای به معنای دیگری وارد شمال شرقی سوریه شد. کمون فیلم روژآوا علاوه بر برگزاری جشنواره سالانه فیلم، تلاش کرد آکادمی‌های موازی هنری در شهرهای مختلف تاسیس کند.

از سال ۲۰۱۵ تا کنون به همت "کمون فیلم روژآوا" چهار دوره جشنواره فیلم روژآوا برگزار شده است. آخرین دوره آن به علت حمله ارتش ترکیه و جهادیست‌های همپیمان این کشور، بر خلاف روال گذشته در فضای عمومی، مدارس، کارخانه های متروکه،‌ کوچه و خیابان برگزار شد.

 

چهارمین دوره؛ موجی از همبستگی

ایده برگزاری اینترناسیونال این جشنواره که تنها چند روز قبل از موعد برگزاری آن علنی شد، با استقبال کم‌سابقه و گسترده‌ای روبرو شد.

این دوره جشنواره فرصتی شد تا در بیش از ۲۵ کشور دنیا، علاقه‌مندان به انقلاب روژآوا همزمان با محکومیت حمله ترکیه به روژآوا، از ارزش‌های جهانشمول کنفدرالیسم دمکراتیک شمال شرقی سوریه حمایت کنند.

کمون فیلم روژآوا در مجموع ۱۷ اثر سینمایی، اعم از فیلم مستند، فیلم داستانی، فیلم کوتاه و انیمیشن را برای علاقه‌مندان به برگزاری این جشنواره ارسال کرده است. برگزارکنندگان چهارمین دوره فیلم روژآوا می‌گویند این ۱۷ اثر از میان بیش از ۳ هزار اثری انتخاب شده که طی ماه‌های گذشته به دبیرخانه جشواره ارسال شده‌اند.

در برلین از این تعداد ۱۲ اثر به نمایش درآمدند. عمده این آثار با استقبال تماشاچیان روبرو شد. از جمله این آثار می‌توان به فیلم‌های "قامیشلو"، "میراث"، "خانه" و "ماهی" برای زندگی اشاره کرد.


"ضد زن، ضد کُرد"

دو فیلم "هانه" و "برادرم امل" از جمله فیلم‌هایی بودند که با انتقاد شدید برخی از تماشاچیان روبرو شد.

فیلم کوتاه "هانه" اثر میثم ملک‌پور، محصول ایران،  در مکانی که تصور می‌شود روژهلات کردستان باشد حکایت فرد عاشقی را روایت می‌کند که عضو یکی از احزاب کُرد است. او به خاطر معشوقه‌اش "هانه" دست به قتل یک نفر دیگر می‌زند  که ظاهرا مانع وصال آنها بوده است. در ادامه فیلم مشخص می‌شود که فرد عاشق افراد بیشتری را به دستور "حزب" کشته و جنازه‌های آنها را پشت کامیونی روی هم تلبنار کرده است. در انتها معلوم می‌شود که شخص فرماندهنده - در حزب ظاهرا کُردی - "زن"ی است که این فرد عاشق همزمان با اونیز  در رابطه است. فیلم با مرگ عاشق به پایان می‌رسد.

برای کسانی که از چند و چون سینمای حکومتی در ایران اطلاع دارند،‌ "هیولاسازی" از انسان کُرد امر غریبه‌ای نیست. دیکتاتوری اسلامی ایران و پیش از آن دیکتاتوری محمدرضا پهلوی در یک قرن گذشته تلاش کرده به شکلی سیستماتیک جامعه کردستان و انسان کُرد را به عنوان "هیولایی مردانه" به تصویر بکشد. این فیلم کوتاه درعین حال با ارائه تصویری شرور از زن، طوری القا می‌کند که انگار این کشتار خونین به تقاضای آن دو زن مرتبط با قاتل صورت گرفته است. فیلم از این جهت تماما ضدزن است.  

 

"کُرد خوب، کُرد بد"

فیلم دیگری از نروژ به نام “برادرم امل” ساخته "کریستوفر ولکه‌بک" از جمله دیگر فیلم‌های غیر قابل انتظاری بود که در در جشنواره فیلم به روژآوا به نمایش درآمد. این فیلم حکایت دو برادر پناهجو را روایت می‌کند که در یک ساختمان محل نگهداری پناهندگان زندگی می‌کنند. از یک طرف، برادر بزرگ تلاش دارد برادر کوچکتر را قانع کند تا با استفاده از فرصت شلوغی مراسم سال نو میلادی از آن محل  فرار کنند.

 از طرفی دیگر، مددکار اجتماعی سفید نروژی نیز تلاش می‌کند به هر قیمت برادر کوچکتر را متقاعد کند وارد جامعه شده و به اصلاح اینتگره شود. در همین راستا پرستار به نوجوان پیشنهاد می‌د‌هد که در مراسم سال نو، زیر "پرچم ملی نروژ" ایستاده و آنرا هنگام خواندن "سرود ملی" علم کند. نوجوان همان ابتدای فیلم گنجشککی بیمار پیدا می‌کند. برادر بزرگتر که نقش "کُرد بد" را بازی می‌کند، از از برادر کوچکتر که نقش یک "کُرد بالقوه خوب" را ایفا می‌کند، می‌خواهد که گنجشکک را با سنگ بکشد، اما نوجوان از این کار منصرف می‌شود و با حبس گنجشک درون یک مقوای جعبه کفش آن را از چشم مددکار نروژی پنهان می‌کند.

 این فیلم به صراحت تلاش دارد با ساختن دوگانه "بدوی/مدرن" دو برادر را به عنوان نمایندگان دو نسل/نگرش متفاوت کردستان، مقابل یکدیگر قرار داده و نهایتا نتیجه بگیرد که نسل قبل کُرد بدِ، مانعی بر سر راه انطباق پذیری نوجوانان/کُردهای بالقوه خوب در جامعه نروژ هستند. 

چنین رویکردی با ارزش‌های رادیکال و جهانشمول روژآوا در تناقض کامل است. روژوا اصولا محصول عبور از  سیاستی است که همواره خوشبختی را جای دیگری می‌جوید، محصول الغای تفکری که مهاجرت را راه حل نهایی می‌کند. روژآوا با گذار از ارزش‌های ناسیونالستی و ملی، به جنگ پرچم‌ها و هویت‌های ملی رفت تا بتواند با الغای نظام کهنه، بنای جامعه‌ای را بگذارد که در آن انسان‌ها فارغ از نژاد، ملیت، جنسیت و دین و زبان و پرچم بتوانند یک زیست مشترک را تجربه کنند بدون آنکه یکی بخواهد که دیگری در آمال و آرزوهای "شخصی/ملی" او ذوب شود.

فیلم "برادرم امل"،‌آشکارا فیلمی ضد پناهنده و تبلیغ برای پروژه‌ای است که در آکادمی‌ها و دیگر نهادهای دولت‌های ملی اروپا به اینترگراسیون یا انتطابق‌پذیری مشهور است؛ طی این پروسه فرد پناهجو باید یک طرفه تقلا کند از خود موجودی بسازد که مطلوب میزبان است.

 

سینما خارج از سینما

با وجود این نقدهایی که چهارمین دوره جشنواره فیلم روژآوا وارد است، اما برگزاری اینترناسیونال این جشنواره معنای جشنواره سینمایی را هم دچار تغییر بنیادینی کرد. اینکه یک جشنواره فیلم همزمان در بیش از ۷۰ شهر جهان برگزار شود پیش از این به ندرت رخ داده است. به ویژه تعدادی از علاقه مندان سینما در استانبول ترکیه نیز اقدام به برگزاری زیرزمینی این جشنواره کرده‌اند.

در زمانه‌ای که جشنواره‌های فیلم، دولتی وغیر دولتی، چیزی بیش از بازار جایزه و کسب و کار نیستند، تجربه جشنواره‌های مانند جشنواره فیلم روژآوا نشان می‌دهد که می‌توان بدون پول و سرمایه، پشتوانه دولتی و نظارت‌ "حرفه‌ای"، با کمترین تجهیزات و در شرایط جنگی، سینما را از بند "جایزه و ژوری" رها و آن را واقعا به "جشن"ی همگانی تبدیل کرد.

 بردن سینما میان مردم به عوض کشاندن مردم به سینما خود بدعتی تازه دستکم در خاورمیانه در هنر است. سینمایی که به شدت به مکان و تکنولوژی گره خورده، حالا به مرزهای مکانی را در می‌نوردد و به خرابه ها، استادیو‌م‌ها، میادین عمومی، مدارس و خیابا‌ن‌ها می‌رود.

کمون فیلم روژآوا، که از سوی گروهی از هنرمندن کُرد و غیر کُرد سوریه و همراهان اینترناسیونالیست آنها سازما‌ن‌دهی می‌شود، طی سالهای گذشته تلاش کرده علاوه بر ایجاد زمینه‌های دیالوگ با سینماگران سراسر جهان، از طریق آموزش هنری مستقیم جوانان روژآوا زمینه خودمختاری آنها در خلق آثار سینمایی و روایت هنری تاریخ را فراهم آورد. در همین چهارمین دوره جشنواره به وضوع می‌توان دید که چگونه هژمونی روایت روژآوا از خبرنگاران و رسانه‌های جریانی اصلی سلب و به ساکنان روژآوا واگذار شده است.

 کمون فیلم روژآوا از سال ۲۰۱۴ در قامیشلو، کوبانی، عفرین و سریکانی مدرسه‌هایی برای از علاقه مندان به سینما تاسیس کرده بود. این مدرسه‌ها با اشغال عفرین در ژانویه ۲۰۱۸ و اشغال سریکانی در اکتبر ۲۰۱۹ فعالیت‌های خودو را متوقف کردند.

چهارمین جشنواره فیلم روژآوا (دستکم در برلین) با فیلم کوتاهی از افغانستان آغاز به کار کرد تا به شکل نمادین پاسخی باشد به همبستگی چند هفته پیش جمعی از مردم و فعالان افغانستان با مردم روژآوا. در این جشنواره، سهم عمده از آن اثاری بود از دیگر کشورها و با موضوعاتی نامرتبط با روژآوا در جشنواره شرکت کرده بودند. این نشان می‌دهد که جشنواره فیلم روژآوا، بر خلاف دیگر جشنوراهای فیلم کُرد، بر "کُردی بودن" آن اصرار ندارد. 

با توجه به استقبال گسترده از برگزاری اینترناسیونال جشنواره فیلم روژآوا، دریافت حدود ۳ هزار اثر برای انتخاب‌ و مقاومت علیه متوقف شدن جشنواره به علت حمله اشغالگرانه ترکیه، می‌توان تصور کرد که این جشنواره در سالهای آینده بتواند جایگاه ویژه‌ای به دست بیاورد، با این حال  باید مراقب بود از ریلی که روی آن حرکت می‌کند خارج نشود. ورود فیلم‌هایی مانند "هانه" و "برادرم امل" زنگ خطری برای حیثیت متفاوت این جشنواره است و باید برای دوره‌های بعدی در نظر داشت، که این جشنواره مابه‌ازای مبارزه‌ای است که پیش و بیش از هر چیز زن‌ستیزی، اتنیک‌ستیزی و مهاجرستیزی را نشانه گرفته است. 

 

16 اکتبر, 2019